فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٥ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
اساس آن، هر معرفتى عهدهدار شناخت و ارائه يك بخش از دين باشد. مسلماً مجموعه معارف دينى وقتى به هدف خود نائل خواهد آمد كه هر معرفتى وظيفه خود را به خوبى انجام دهد. اگر در ميان معارف دينى، دست آوردهاى هر معرفتى با دست آوردهاى معارف ديگر ناهماهنگى و ناسازگارى داشته باشد، اداره حيات فكرى جامعه انسانى بر اساس تعاليم دينى، ميّسر نخواهد شد و كل انديشه دينى از كارآيى لازم خواهد افتاد.
اصولاً در باب معارف دينى، نمىتوان گفت كه هر علمى براساس مبادى و مقدمات روشن شناختى خود، به استنتاج مىپردازد و وظيفه آن فقط اين است كه محصول خود را به جامعه فكرى عرضه بدارد و كارى نداشته باشد كه اين محصول با دادههاى ديگر علوم تعارضى دارد يا ندارد. اين سخن اگر چه نسبت به علوم و معارف غير دينى سخنى بى جا نيست، اما نسبت به علوم و معارف دينى هرگز نمىتوان آن را پذيرفت، زيرا معارف دينى با معارف غير دينى در يك نقطه كاملاً با هم متفاوتند و آن نقطه اين است كه معارف دينى، اگر چه محصول عقل بشرند، منتهى نسبت به اصول و اهداف دين ملتزم و متعهدند. دين فلسفه وجودى آنهاست و هويت آنها به اين است كه به اهداف دين تعهد داشته باشند. اما معارف غير دينى، چنين پايبندى را ندارند. بنا بر اين، ويژگى مشترك همه معارف دينى اين است كه پايبند به اصول و اهداف دين باشند، از اين روى نمىتوانند متاعى را توليد كنند كه در بازار معرفت با اصول و اهداف عاليه دين تعارض داشته باشد.
در اين ميان، فقه نيز اگر چه آينه تمام نماى دين نيست و فقط چهره شريعت را مىنماياند، اما در برابر تمام دين مسؤول است و نمىتواند رايى صادر كند كه با يكى از اهداف و تعاليم دينى ناسازگار باشد. مثلاً اگر فقيهى با مراعات تمام مراحل و مقدماتى كه در استنباط حكم دخيل است، حكمى را در باب موضوعى به دست آورد و آن حكم مثلاً با استقرار قسط و عدالت اجتماعى، كه از مقاصد عاليه دين است، تعارض داشته باشد، نبايد به درستى و دقتى كه در مقدمات استنباط به كار رفته است، اكتفا كرد و به مشروعيت