فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٢ - جايگاه فقه در انديشه دينى سيّد مرتضى تقوى
تحليل معارف دينى
در فصلهاى گذشته سخن از ضرورت جداسازى ميان حقايق دينى و معارف دينى به ميان آورديم و به دنبال آن «حقايق دينى» را به سه بخش: عقايد، اخلاق و تربيت و شريعت تقسيم كرده و اجمالاً مورد شناسايى قرار داديم. اينك در اين فصل مىخواهيم به سير تكوين «معارف دينى» بنگريم كه اين معارف چگونه نشات يافته و چه منزلتى در انديشه دينداران و چه نسبتى با حقايق دينى دارند؟ تعاليم دين در كمال بساطت به مردم عرضه شدند و از مردم خواسته شده كه به حقانيت آنها«ايمان» بياورند. اين كه ماهيت ايمان چيست و چگونه حاصل مىشود؟ خود بحثى است كه از حوصله اين نوشته بيرون است و بايد در جاى ديگر بدان پرداخته شود. اما تا آن جا كه به بحثحاضر ارتباط دارد بايد گفت كه: ايمان يك نوع گرايش روحى و تعلق خاطرى است برخاسته از شعور باطنى انسان كه ريشه در فطرت او دارد و از مقوله علم و معرفت ناشى از قواى ادراكى متعارف انسان نيست. (٢)
(٢)صدر المتألهين در باره حقيقت ايمان با استناد به آيات بسيارى از قرآن كريم مىنويسد: «... ايمان نورى عقلى است كه نفس انسان بوسيله آن از قوه به فعل و از نقص به كمال در مىآيد و از عالم جسم و تاريكى به سوى عالم روح و نور ارتقاء مىيابد...».