فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - بررسى فقهى حكم عده زنان بدون رحم آيت اللّه محمد مؤمن
برگيرنده كسى كه براى او، و نازايى او، علت شناخته شدهاى وجود دارد كه همسان وى، هرگز باردار نمىشود، نيست. اگر هم بپذيريم كه اطلاق فراگيرى يافت مىشود، شكى نيست كه به گواهى آنچه گذشت، بايد آن را تخصيص زد.
دسته دوم: رواياتى كه دلالت دارند: زنى كه عادت نمىشود، عدهاى بر او نيست.
١. صحيحه حماد بن عثمان از امام صادق(ع)
«حماد بن عثمان عن ابى عبد الله(ع) قال: «سالته عن التى قد يئست من المحيض و التى لايحيض مثلها، قال: ليس عليها عدة.» (٣٩)
از ايشان درباره زنى كه از قاعدگى نااميد گرديده و زنى كه همسانش عادت نمىشود پرسيدم.
فرمود: عدهاى بر او نيست.
استدلال به اين حديث، بدين گونه است كه همه موضوع پرسش، عنوان: كسى كه همسانش عادت نمىشود است كه در بردارنده كسى است كه رحم وى را بيرون آوردهاند، چه، رحم سرچشمه خون قاعدگى است و زنى كه رحم ندارد، عادت نمىشود، پس ناگزير بايد گفت كه چنين زنانى عده ندارند.
اگر بگوييد: اين عنوان در سخن پرسشگر آمده و چون در آوردن رحم پديدهاى تازه، در پى پيشرفتهاى دانش جديد، بناچار بايد گفت كه در آن روزگاران، نمونههاى آن، تنها دختران خردسال كه به سالهاى قاعدگى نرسدهاند است؛ از اين روى آمدنش در سخن پرسشگر، تنها به آنان باز مىگردد و اطلاقى برقرار نمىگردد كه در بردارنده مساله ما باشد.
امام(ع) نيز آنچه را او آورده است، در حكم خويش، موضوع قرار داده و بدين سان حكم تنها به خردسال مربوط مىشود.
در پاسخ مىگوييم: هر چند اين سخن، تلاش بسيار و نهايى در رد گستردگى وفراگيرى اين روايت است، ولى با اين همه، مىتوان گفت: اين كه در سخن پرسشگر،
(٣٩)همان، ص٤٠٥.