فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٢١ - جنگ
اختلاف در گفتار، گاهى به تنازع مىانجامد؛ اين واژه در منازعه و مجادله نيز بهكار رفته است. [١] در اين مدخل، اختلاف آرا و عقايد به عنوان مقولهاى اجتماعى مورد نظر بوده و از واژههاى «اختلاف»، «فرّق»، «تنازع»، «تقطّع»، «تخاصم»، «اصلاح ذاتالبين» و ... استفاده شده است.
اهمّ عناوين: آثار اختلاف، اختلاف اهلكتاب، اختلاف بنىاسرائيل، اختلاف پس از آگاهى، اختلاف در دين، اختلاف مسلمانان، پيشگيرى از اختلاف، حسابرسى اختلاف، حلّ اختلاف، سرزنش اختلاف، عوامل اختلاف.
آثار اختلاف
١. انحراف
١) اختلاف در كتاب آسمانى، در پى دارنده انحراف و دورى از حق:
ذلك بأنّ اللّه نزّل الكتب بالحقّ وإنّ الّذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد. [٢]
بقره (٢) ١٧٦
٢. بعثت انبيا
٢) بروز اختلاف در زندگى اجتماعى انسانها، زمينهساز بعثت پيامبران:
كان النّاس أمّة وحدة فبعث اللّه النّبيّين مبشّرين ومنذرين وأنزل معهم الكتب بالحقّ ليحكم بين النّاس فيما اختلفوا فيه ....
بقره (٢) ٢١٣
٣. بىشوكتى
٣) از بين رفتن ابهت و شوكت مؤمنان، در پى اختلاف و درگيرى با يكديگر:
وأطيعوا اللّه ورسوله ولاتنزعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم ....
انفال (٨) ٤٦
٤. جنگ
٤) وقوع جنگ و خونريزى، پيامد اختلافهاى عقيدتى:
... و لو شاء اللّه ما اقتتل الّذين من بعدهم مّن بعد ما جاءتهم البيّنت ولكن اختلفوا فمنهم مّن ءامن ومنهم مّن كفر ولو شاء اللّه ما اقتتلوا ....
بقره (٢) ٢٥٣
٥) شعلهور شدن آتش نزاع و جنگ، پيامد اختلافهاى اجتماعى:
... و لاتفرّقوا واذكروا نعمت اللّه عليكم إذ كنتم أعداء فألّف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخونا وكنتم على شفا حفرة مّن النّار فأنقذكم مّنها .... [٣]
آلعمران (٣) ١٠٣
٦) جنگ و خونريزى، پيامد اختلاف در دين و بدگويى انسانها درباره يكديگر:
قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا مّن فوقكم أومن تحت أرجلكم أو يلبسكم شيعا ويذيق بعضكم بأس بعض .... [٤]
انعام (٦) ٦٥
[١] مفردات راغب.
[٢] متعلّق «بعيد» مىتواند «عنالحق» باشد (تفسير روحالمعانى، ذيل آيه) كه در اين صورت، نكته يادشده، قابل استفاده است.
[٣] بنابراينكه مقصود از «النّار»، آتش جنگ و نزاع باشد، نه آتش دوزخ، برداشت فوق قابل استفاده است. (الميزان، ذيل آيه)
[٤] در حديثى از امام صادق (ع) جمله «او يلبسكم شيعاً» به اختلاف در دين و بدگويى افراد درباره يكديگر، و جمله «و يذيق بعضكم بأس بعض»، به كشتن يكديگر تفسير شده است. (تفسير قمى، ذيل آيه؛ نورالثقلين، ذيل آيه)