فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤١٣ - احصار
احسن القصص
«احسن القصص» يكى از نامهاى قرآن است و بدان جهت احسن القصص ناميده شده است كه از جهت فصاحت و حسن معانى و روانى الفاظ به حدّ نهايت رسيده است و به قولى ديگر يكى از نامهاى سوره يوسف است، زيرا سوره يوسف دربردارنده نكتهها، فوائد و شگفتىهايى است كه سورههاى ديگر قرآن فاقد آن است. [١]
١) احسن القصص، يكى نامهاى قرآن كريم:
نحن نقصّ عليك أحسن القصص بمآ أوحينآ إليك هذا القرءان .... [٢]
يوسف (١٢) ٣
٢) سرگذشت يوسف (ع) بهترين و زيباترين داستان:
نحن نقصّ عليك أحسن القصص بمآ أوحينآ إليك هذا القرءان .... [٣]
يوسف (١٢) ٣
٣) خداوند، بيانگر داستان يوسف با بهترين و زيباترين بيان:
نحن نقصّ عليك أحسن القصص بمآ أوحينآ إليك هذا القرءان .... [٤]
يوسف (١٢) ٣
٤) قرآن، داراى بهترين و شيواترين بيان به سبب وحيانى بودن آن:
نحن نقصّ عليك أحسن القصص بمآ أوحينآ إليك هذا القرءان .... [٥]
يوسف (١٢) ٣
٥) «قصّه يوسف، بهترين قصّه و داراى شيواترين بيان به سبب وحى شدن آن از سوى خداوند:
نحن نقصّ عليك أحسن القصص بمآ أوحينآ إليك هذا القرءان وإن كنت من قبله لمن الغفلين.
يوسف (١٢) ٣
احصار
احصار در لغت به معناى باز داشته شدن از كارى به جهت بيمارى يا دشمن است [٦] و در اصطلاح فقه، منع شدن محرم از اتمام حج يا عمره به سبب ترس از دشمن يا بيمارى است. [٧] برخى از فقهاى اماميه اصطلاح احصار را در خصوص مانع درونى مانند بيمارى و صدّ را در خصوص موانع بيرونى مانند جلوگيرى از دشمن به كار مىبرند. [٨]
[١] مجمعالبيان، ذيل آيه.
[٢] در تعيين مصداق (احسنالقصص) دو نظريّه مطرح است: ١. قرآن؛ ٢. قصّه يوسف (مجمعالبيان، ذيل آيه) برداشت براساس نظريّه اول است.
[٣] براساس اينكه مصداق (احسنالقصص) قصّه يوسف باشد، برداشت فوق صحيح است. (مجمعالبيان، ذيل آيه)
[٤] مصداق «احسن القصص» مىتواند سوره يوسف باشد. «القصّ» مصدر «نقصّ» به معناى بازگو كردن و بيان كردن است (لسانالعرب) چنانچه «قصص» مصدر باشد، «احسنالقصص» مفعول مطلق مىشود و بيانگر كيفيّت بازگو كردن خواهد بود.
[٥] حرف (باء) در «بما أوحينا» سببيّه است.
[٦] المصباحالمنير.
[٧] زبدةالبيان، ص ٣١٠.
[٨] جواهرالكلام، ج ٢٠، ص ١١١ و ١١٢.