فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٦ - ابتكار
مّن سجّيل. [١]
فيل (١٠٥) ١ و ٣ و ٤
مأموريت ابابيل
٥) مأموريت دستههاى پرندگان (طيراً ابابيل) براى نابودى اصحاب فيل از سوى خدا:
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل* وأرسل عليهم طيرا أبابيل* فجعلهم كعصف مّأكول.
فيل (١٠٥) ١ و ٣ و ٥
نيز---) اصحاب فيل
اباحه---) حليّت
ابْتَر
واژه ابتر برگرفته از «بَتْر» (ناتمام گذاشتن كار) است. [٢] و به كسى گفته مىشود كه از نسل بىبهره بوده، [٣] از هرگونه اثر نيك باز مانده باشد. [٤]
ابتر بودن دشمن پيامبر (ص)
١) دشمن پيامبر (ص) (عاصبنوائل) منقطع از همه خوبىها:
إنّ شانئك هو الأبتر. [٥]
كوثر (١٠٨) ٣
٢) مقطوع النسل (ابتر) بودن دشمن پيامبر (ص) (عاصبنوائل):
إنّ شانئك هو الأبتر. [٦]
كوثر (١٠٨) ٣
٣) مقطوع النسل بودن دشمن پيامبر (ص) (عاصبنوائل) امتنان خدا بر پيامبر (ص):
إنّا أعطيناك الكوثر* إنّ شانئك هو الأبتر. [٧]
كوثر (١٠٨) ١ و ٣
٤) دشمنان پيامبر (ص)، محروم از هر خير و بركت و خوشنامى:
إنّ شانئك هو الأبتر. [٨]
كوثر (١٠٨) ٣
ابتكار
اين واژه، برگرفته از «بَكَرَ» و به معناى نوبر و اوّلِ چيزى دست يافتن است و به همين مناسبت به ميوه
[١] «سجّيل» معرب از فارسى است (مفردات راغب) يعنى سنگ گل. (جامعالبيان، ذيل آيه)
[٢] صحاحاللغة؛ مقاييساللغة.
[٣] صحاحاللغة؛ مفردات راغب.
[٤] صحاحاللغة؛ مجمعالبيان، ج ٩ ١٠، ص ٨٣٧.
[٥] «شانئ»: كينهورز و دشمن؛ «ابتر»: منقطع از هر خير؛ (مجمعالبيان؛ التبيان؛ الميزان، ذيل آيه؛ لسانالعرب) روايات به صورت مستفيض دلالت دارد كه سوره كوثر درباره كسى نازل گرديده است كه پس از وفات دو پسر پيامبر (ص) به نام قاسم و عبداللّه آن حضرت را به عنوان «ابتر» خوانده بود. نام اين شخص را، «عاصبنوائل» ذكر نمودهاند. (مجمعالبيان؛ الميزان، ذيل آيه)
[٦] گفته شده كه ابتر يعنى كسى كه فرزندى ندارد. (تبيان، ذيل آيه)
[٧] از آنجايى كه «انّا اعطيناك» در مقام امتنان بر پيامبر است؛ با لفظ متكلم معالغير آمده تا دال بر عظمت باشد. (الميزان، ذيل آيه)
[٨] گرچه شأن نزول آيه، خاص است ولى بيان آن كلى و فراگير است.