فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٦٠ - بنىسلمه در غزوه احد
٣) پيامبر و مسلمانان، موظّف به اعلان يكتا بودن خداوند:
قل هو اللّه أحد.
اخلاص (١١٢) ١
٤) وحدانيت خداوند، حقيتى ثابت و واقعيتى انكارناپذير:
قل هو اللّه أحد. [١]
اخلاص (١١٢) ١
٥) فقط خداوند، معبودِ شايسته عبادت:
قل هو اللّه أحد. [٢]
اخلاص (١١٢) ١
٦) بىنظير بودن خداوند در ذات و صفات:
قل هو اللّه أحد. [٣]
اخلاص (١١٢) ١
٧) بسيط بودن ذات خداوند:
قل هو اللّه أحد. [٤]
اخلاص (١١٢) ١
٨) عدم امكان تعدد درباره (ذات) خداوند:
قل هو اللّه أحد. [٥]
اخلاص (١١٢) ١
احد (غزوه)
احد نام غزوهاى است كه در منطقه احد در شمال مدينه منورّه بين مشركان و مسلمانان رخ داده است و علّت آن انتقام مشركان مكّه از شكست خويش در غزوه بدر بوده است. [٦] اهمّ عناوين: پيروزى در غزوه احد، شكست در غزوه احد، شهداى غزوه احد، منافقان در غزوه احد، مؤمنان در غزوه احد.
امداد الهى در غزوه احد
١) برخوردارى مسلمانان از امداد الهى با خواب آرامبخش در غزوه احد:
ثمّ أنزل عليكم مّن بعد الغمّ أمنة نّعاسا يغشى طآئِفة مّنكم ....
آلعمران (٣) ١٥٤
٢) وعده امداد خداوند به مجاهدان غزوه احد با فرستادن پنج هزار فرشته در صورت صبر و تقواپيشگى:
بلى إن تصبروا وتتّقوا ويأتوكم مّن فورهم هذا يمددكم ربّكم بخمسة ءالف مّن الملئكة مسوّمين.
آلعمران (٣) ١٢٥
بنىحارثه در غزوه احد---) همينمدخل، بنىسلمه در غزوه احد
بنىسلمه در غزوه احد
٣) ناتوانى و سستى بنىسلمه و بنىحارثه در غزوه احد:
إذ همّت طّآئِفتان منكم أن تفشلا واللّه وليّهما
[١] هو ضمير شأن است و جمله «اللَّه احد» مفسر آن است. آوردن ضمير شأن بيانگر عظمت مطلب و تثبيت آن است. يعنى قضيه اين است و حقيقت همين مىباشد كه خداوند يكتا است.
[٢] كلمه اللَّه با آن كه علم است، مىتواند ناظر به معناى اله (معبود) نيز باشد در اين صورت مقصود از وحدت معبود اين است كه ساير معبودها شايسته عبادت نيستند.
[٣] درباره احد معانى متعدد گفته شده است؛ از جمله اين كه: احد يعنى، كسى كه در ربوبيت ذات و صفات خويش دوم ندارد. (تاج العروس)
[٤] آوردن احد به جاى واحد شايد به اين دليل باشد كه واحد در شمارش قرار مىگيرد و ممكن است چيزى به آن ضميمه شود؛ ولى احد چنين نيست. (مجمعالبيان) و برخى گفتهاند احديت خداوند به اين معنا است كه او قابل تجزيه نيست. (تاجالعروس)
[٥] در فرق احد و واحد گفته شده است كه مىتوان براى واحد دومى قرار داد ولى احد چنين نيست زيرا احد تمام جنس خود را فرا مىگيرد. (مجمعالبيان ذيل آيه)
[٦] مجمع البيان، ج ١- ٢، ص ٨٢٤.