فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٠١ - ابوجهل
ابوجندل
ابوجندل، عاصى [١] (عمرو) [٢] ابن سهيل بن عمرو عامرى از قريش و از مسلمانان گرفتار در مكّه است. [٣] برخى مفسّران، نزول آيه ٤١ و ١١٠ نحل (١٦) را درباره هجرت وى و ديگر مؤمنان گرفتار در مكّه، [٤] و آيه ٢٥ فتح (٤٨) را در شأن وى و ديگر مسلمانان ساكن در آن شهر دانستهاند. [٥]
ابوالجواظ
ابوالجواظ، (ابن الجواظ) از منافقان است و براساس روايتى از كلبى، آيه ٥٨ توبه (٩) درباره او نازل شده كه به پيامبر (ص) اعتراض و آن حضرت را به تقسيم ناعادلانه زكات متّهم كرد. [٦]
ابوجهل
ابوجهل، ابوالحكم عمرو بن هشام از قريش، تيره بنى مخزوم و از دشمنان سرسخت پيامبر (ص) است. [٧] برخى مفسّران، نزول آيات ٨ و ٩ يس (٣٦) و ٩ تا ١٤ علق (٩٦) را درباره سوگند وى مبنى بر كشتن رسولخدا (ص)، [٨] آيات ٣١ تا ٣٥ قيامت (٧٥) را در روىگردانى او از حق، [٩] آيه ٢٦ فصلت (٢٦) را در جلوگيرى وى از شنيدن قرآن، ٣٦ انفال (٨) را در شعلهور ساختن جنگ بدر و عهدهدار شدن بخشى از هزينه آن، [١٠] ٥٥ فرقان (٢٥) را در مخالفت او با پروردگار و پيروى از شيطان [١١] دانستهاند. نيز در ذيل آيات ١٢ توبه (٩)، ٨ حج (٢٢)، ٢١٢ بقره (٢)، ٩٥ حجر (١٥)، ٨ فرقان (٢٥)، ٣ كوثر (١٠٨) و ١٥ و ١٦ ليل (٩٢) به ترتيب ابوجهل ازمصاديق بارز پيشوايان كفر، [١٢] مجادلهگر، [١٣] اهلريشخند، [١٤] تهمتزننده، [١٥] ابتر، [١٦] شقاوتپيشه [١٧] و انكاركننده حق [١٨] معرّفى شده و آياتى ديگر نيز در مورد وى ذكر شده است.
[١] جمهرة انسابالعرب، ص ١٦٦.
[٢] انساب الاشراف، ج ١١، ص ١٠.
[٣] الطّبقات الكبرى، ج ٧، ص ٢٨٤.
[٤] جامعالبيان، مج ٨، ج ١٤، ص ١٤٣؛ تفسير قرطبى، ج ١٠، ص ٧١؛ مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٥٩٨.
[٥] مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ١١٠؛ سيره ابنهشام، ج ٣، ص ٣٢١؛ تفسير قرطبى، ج ١٦، ص ١٨٨.
[٦] مجمعالبيان، ج ٥، ص ٦٣؛ التّفسير الكبير، ج ١٦، ص ٩٧؛ روحالمعانى، مج ٦، ج ١٠، ص ١٧٣.
[٧] المحبّر، ص ١٣٩؛ المغازى، ج ٢، ص ٤٩١.
[٨] جامعالبيان، مج ١٢، ج ٢٢، ص ١٨٣؛ مج ١٥، ج ٣٠، ص ٣٢١.
[٩] جامعالبيان، مج ١٤، ج ٢٩، ص ٢٤٧.
[١٠] اسبابالنّزول، واحدى، ص ١٩٥؛ تفسير ابنكثير، ج ٣، ص ٢١١.
[١١] جامعالبيان، مج ١١، ج ١٩، ص ٣٥.
[١٢] همان، مج ٦، ج ١٠، ص ١١٣؛ مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ١٧.
[١٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٧٩.
[١٤] مجمعالبيان، ج ١- ٢، ص ٥٤٠.
[١٥] التعريف و الاعلام، ص ١٦٣.
[١٦] همان، ص ٢٠٧.
[١٧] تفسير قرطبى، ج ٢٠، ص ١٥١.
[١٨] الكشّاف، ج ٤، ص ٧٦٤.