فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٩٣ - تفاخر
ابن زِبْعَرى
ابن زبعرى، ابوسعد، عبدالله بن زبعرى از قريش، تيره بنى سهم و از شاعران بلند آوازه است. [١] ذيل آيه ٢٢٤ شعراء (٢٦) كه در نكوهش شاعران است، شامل وى دانسته شده است. [٢] براساس نقلى، انسان مجادلهگر در آيه ٥٤ كهف (١٨) همو است. [٣] برخى ذيل آيه ٨ فرقان (٢٥) وى را از مصاديق «الظالمون» دانستهاند. [٤] گفته شده: آيه ١٠١ سوره انبياء (٢١) نيز درباره او نازل شده است. [٥]
ابنسَبيل
ابنسبيل در لغت به معناى رهگذر، رهرو و مسافر است و در اصطلاح به مسافرى گفته مىشود كه در راه مانده و زاد و توشه مسافرت ندارد. [٦]
احسان به ابنسبيل
١) لزوم احسان به ابنسبيل:
... و بالولدين احسنا ... و ابن السبيل ....
نساء (٤) ٣٦
٢) لزوم احسان به ابنسبيل براى اطاعت از خداوند و به دور از تكبّر و فخرفروشى:
واعبدُوا اللّه و لاتشركوا به شيا ... و بالولدين احسنا ... و ابن السبيل ... انّ اللَّه لايحبّ من كان مختالا فخورا. [٧]
نساء (٤) ٣٦
٣) احسان به ابنسبيل، زمينه جلب محبّت الهى:
... و بالولدين احسنا ... و ابن السبيل ... انّ اللَّه لايحبّ من كان مختالا فخورا. [٨]
نساء (٤) ٣٦
موانع احسان به ابنسبيل
١. بخل
٤) بخلورزى از موانع احسان به ابنسبيل:
و اعبدوا اللَّه و لاتشركوا به شيئا و بالولدين احسنا ... و ابن السبيل ... انّ اللَّه لايحبّ من كان مختالا فخورا* الّذين يبخلون ويأمرون النّاس بالبخل ويكتمون مآ ءاتهم اللّه من فضله ....
نساء (٤) ٣٦ و ٣٧
٢. تفاخر
٥) تفاخر، از موانع احسان به در راهماندگان:
و اعبدوا اللَّه و لاتشركوا به شيئا و بالولدين احسنا ... و ابن السبيل ... انّ اللَّه لايحبّ من كان
[١] الاصابه، ج ٤، ص ٧٦ و ٧٧؛ الاستيعاب، ج ٣، ص ٣٦.
[٢] مجمعالبيان، ج ٧- ٨، ص ٣٢٥.
[٣] تفسير مبهمات القرآن، ج ٢، ص ١٦٧.
[٤] تفسير قرطبى، ج ١٣، ص ٦.
[٥] جامعالبيان، مج ١٠، ج ١٧، ص ١٢٧ و ١٢٨.
[٦] لغتنامه دهخدا؛ مفردات راغب.
[٧] جمله «و اعبدواللَّه ...» بيان توحيد عملى است براى همين، پس از آن جمله تعليليه «ان اللَّه لايحبّ ...» آمده تا بفهماند بخيل و رياكار كه در آيه ٣٧ و ٣٨ ذكر شده شرك عملى دارند. (الميزان، ذيل آيه) نتيجه اين كه احسان به ابن سبيل اگر در جهت رضاى خداوند باشد توحيد عملى است و گرنه شرك عملى خواهد بود.
[٨] مفهوم «انّ اللَّه لايُحبّ من كان مُختالًا فخوراً» اين است كه خداوند، غيرمتكبّر و غيرفخرفروش را دوست دارد كه به قرينه مقابله، مقصود، احسانكننده است.