فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٨ - ابرار
ابراى ديه
٤) جواز ابراى ديه، از سوى ولىّ دم:
... ومن قتل مؤمنا خطا ... ودية مّسلّمة إلى أهله إلّاأن يصَّدَّقوا .... [١]
نساء (٤) ٩٢
ابراى مهريّه
٥) ترغيب مؤمنان به احسان به يكديگر، با ابرا و بخشش مهريّه:
... إلّا أن يعفون أو يعفوا الَّذى بيده عقدة النّكاح وأن تعفوا أقرب للتَّقوى ولاتنسوا الفضل بينكم إنّ اللّه بما تعملون بصير.
بقره (٢) ٢٣٧
٦) جواز ابراى نصف مهريّه از سوى ولىّ زوجه:
وإن طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ ... فنصف ما فرضتم إلّا ... أو يعفوا الَّذى بيده عقدة النّكاح .... [٢]
بقره (٢) ٢٣٧
٧) جواز اسقاط نصف مهريّه (يا كمتر از آن) از سوى زوجه در صورت طلاق وى پيش از آميزش:
وإن طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ وقد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم إلّاان يعفون .... [٣]
بقره (٢) ٢٣٧
٨) جواز ابراى شوهر از نصف مهريّه پرداخت شده به زوجه:
وإن طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ وقد فرضتم لهنّ فريضة فنصف ما فرضتم إلّاان يعفون ....
بقره (٢) ٢٣٧
ابرار
ابرار جمع برّ (بفتح با)، [٤] يا جمع (بارّ) است. [٥] واژه برّ در اصل به معناى خشكى است، كه به دليل همراه شدن با لحاظ وسعت، برّ (به كسر با) از آن اشتقاق يافته و در توسعه و گسترش در كارهاى نيك به كار رفته است. [٦] فرق ميان برّ (به كسر با) و خير از نظر لغت اين است كه بِرّ نيكوكارى توأم با توجه و از روى قصد و اختيار است ولى خير به هر نيكى اگرچه بدون توجه باشد اطلاق مىشود. [٧] در اين مدخل از واژه «بر» و مشتقات آن استفاده شده است.
اهمّ عناوين: اوصاف ابرار، پاداش ابرار، مصاديق ابرار.
[١] برداشت بالا از جمله «الّا أن يصّدّقوا» كه به معناى عفو و ابرا است مىباشد. (مجمعالبيان، ذيل آيه)
[٢] در «الّذى بيده عقدة النّكاح» سه احتمال وجود دارد: زوجه، ولىّ زوجه، زوج (الميزان، ذيل آيه) برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از الّذى «بيده عقدة النّكاح» ولىّ زوجه باشد كه در صورت مصلحت؛ نصف مهر را ابرا مىكند.
[٣] جواز ابرا «كمتر از نصف مهر» از سوى زن با استفاده از مفهوم اولويّت است.
[٤] المصباح المنير.
[٥] مفردات راغب.
[٦] همان.
[٧] معجم الفروق اللغويّة.