فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٩ - ابرهاى بارانزا
٦) حركت ابرها بر اثر وزش بادها:
و هو الّذى يرسلالرّيح بشرا بين يدى رحمته حتّى إذا أقلّت سحابا ثقالًا سقنه لبلد مّيّت ....
اعراف (٧) ٥٧
اللّه الّذى يرسل الرّيح فتثير سحابا فيبسطه فى السّماء كيف يشاء ...* و لئن أرسلنا ريحا فرأوه مصفرّا لّظلّوا من بعده يكفرون. [١]
روم (٣٠) ٤٨ و ٥١
و اللّه الّذى أرسل الرّيح فتثير سحابا ....
فاطر (٣٥) ٩
والذَّريت ذروا* فالحملت وقرا. [٢]
ذاريات (٥١) ١ و ٢
٧) جابهجايى ابرهاى سنگين و بارانزا به وسيله بادها:
و هو الّذى يرسلالرّيح بشرا بين يدى رحمته حتّى إذا أقلّت سحابا ثقالًا سقنه لبلد مّيّت .... [٣]
اعراف (٧) ٥٧
والذَّريت ذروا* فالحملت وقرا* فالجريت يسرا.
ذاريات (٥١) ١- ٣
٨) بادها، عامل بارور شدن ابرها:
و أرسلنا الرّيح لوقح فأنزلنا من السّمآء مآء .... [٤]
حجر (١٥) ٢٢
ابرها در آستانه قيامت
٩) شكافته شدن آسمان ابرآلود در آستانه قيامت:
و يوم تشقّق السّماء بالغمم .... [٥]
فرقان (٢٥) ٢٥
١٠) شكافته شدن آسمان به سبب پوشيده بودن با تودههاى ابر، در آستانه قيامت:
و يوم تشقّق السّماء بالغمم .... [٦]
فرقان (٢٥) ٢٥
ابرهاى بارانزا
١١) فشردگى ابرهاى بارانزا، عامل نزول باران از آسمان:
وأنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجا. [٧]
نباء (٧٨) ١٤
١٢) نزول آب آشاميدنى از ابرهاى بارانزا:
أفرءيتم الماء الّذى تشربون* ءأنتم أنزلتموه من المزن أم نحن المنزلون. [٨]
واقعه (٥٦) ٦٨ و ٦٩
١٣) برانگيختن ابرهاى بارانزا به وسيله باد و راندن آن به سوى سرزمينهاى خشك و مرده، به فرمان خدا:
و اللّه الّذى أرسل الرّيح فتثير سحابا فسقنه إلى بلد مّيّت ....
فاطر (٣٥) ٩
[١] در صورت بازگشت ضمير «فرأوه» به «سحاب»، نقش باد در جابهجايى ابرها بيان شده است.
[٢] براساس روايتى از على (ع)، «الذّاريات» به معناى بادها و «الحاملات» به معناى ابر است. (نورالثقلين، ذيل آيه)
[٣] بهكارگيرى فعل «اقلّت» (به آسانى حمل كرد و آن را ناچيز يافت) براى «سحاباً ثقالًا» (ابرهاى سنگين) بيانگر نكته فوق است.
[٤] فاى تفريع نشان مىدهد كه بارور شدن ابرها، به وسيله باد صورت گرفته است.
[٥] برداشت، بر اين اساس است كه «با» در «بالغمام» براى ملابست باشد.
[٦] برداشت، بر اين اساس است كه «با» در «بالغمام» براى بيان سببيّت باشد. (روحالمعانى، ذيل آيه)
[٧] برخى از اهللغت گفتهاند: «معصر» يعنى ابرى كه زمان ريزش باران در آن فرارسيده باشد. (لسانالعرب)
[٨] «مُزن» به معنى ابر بارانزا است. (لسانالعرب)