ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - دلائل لزوم تنظيم و اصلاح سياسى زندگى دنيوى و اخروى مردم
درهم و برهم خواهيد گشت ، تا پايين نشينانتان به بالا صعود نمايند . و بالانشينانتان به پستىها سقوط كنند و گروهى از شما كه در گذشته تقصير كار بودند ، پيش بتازند و جمعى كه در جامعه ، پيشتازانى بودند ، خطاكار گردند . ) ٤ - خطبهء بيست و پنجم - اگر حتى حق زمامدار عادل از طرف مردم جامعه بخوبى ادا نشود ، اختلال جامعه قطعى است . أنئت بسّرا قد اطَّلع اليمن . . . ( شنيدهام بسر بن ارطاة به يمن در آمده و بآن پيروز شده است ، سوگند بخدا ، اطمينان دارم كه آنان به زودى دولت را از شما خواهند گرفت . اين تسلط به جهت اجتماع و تشكل آنان در باطلشان و پراكندگى شما از حقتان مى باشد . تسلَّط آنان به جهت نافرمانى است كه شما در بارهء پيشوايانتان داريد و اطاعت آنان از پيشوايشان در باطل مى باشد و به جهت اداى امانتى كه آنان به صاحب خود مى نمايند و خيانتى كه شما به صاحبتان مى نماييد و به جهت اصلاح و تنظيم امور كه آنان در شهرهاى خود به وجود مى آورند و فسادى كه شما در شهرهايتان به راه مى اندازيد . ) ٥ - خطبهء بيست و هفتم - ألا و أنّى قد دعوتكم إلى قتال هؤلاء القوم . . . ( من شما را شب و روز ، پنهانى و آشكار براى پيكار با سپاهيان معاويه دعوت نمودم و گفتم پيش از آنكه آنان هجوم بياورند شما بر آنان پيشدستى كنيد . سوگند به خدا هيچ قومى در خانهء خود مورد هجوم قرار نگرفت مگر اين كه ذليل شد . . . اين غامدى است كه سوارانش به شهر انبار تاختند و حسّان بن حسّان بكرى را كشتند و سواران شما را از پادگانها بيرون راندند .
به من خبر رسيده است كه مردانى از آن سپاهيان بر زن مسلمان و غير مسلمان كه معاهدهء همزيستى در جوامع اسلامى ، زندگى او را تأمين نموده است ، هجوم برده ، خلخال از پا و دستبند از دست آنان در آوردهاند ، گردنبندها و گوشوارههاى آنها را به يغما بردهاند . اين بينوايان در برابر آن غارتگران جز گفتن ( الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا ) يا سوگند دادن به رحم و