ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - او است خداوند حق و آشكار ، حقيقىتر و آشكارتر از آنچه كه چشمها آن را مى بينند
كه خدا آسمانها و زمين را بر حق آفريده است . ) با توجه به امثال اين آيات ، بايد گفت : منظور از آيهء ( لا إِله إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه ) [١] ( خدايى جز او نيست هر چيزى نابود شونده است مگر وجه ربوبى او . ) [٢] اينست كه هر چيزى با قطع نظر از افاضهء الهى ، هيچ است و شعر لبيد بن ربيعهء عامرى هم بايد مطابق اين معنى تفسير شود ، نه هلاكت و بطلان حتى با ارتباط به حكمت و مشيت خداوند جل سلطانه . در تحكيم علم و معرفت در بارهء اشياء ، و اثبات كردن حق بودن آنها غالبا به رؤيت چشمى استناد مى كنند و مى گويند : « من با چشم خودم ديدم » ، « من كارى مى كنم كه شما آنرا با چشم ببينيد » و « شنيدن كى بود مانند ديدن » اين اصل در بارهء اشياء قابل ديدن بوسيلهء چشم ، كاملا صحيح است ، ولى در بارهء اشيايى كه با حسّ چشمى نمى توان ديد ، اعتبار علمى ندارد ، مانند مجردات ، حقائق ارزشى معنوى و غير ذلك . عناوينى مانند حقيقى و وضوح كامل را در بارهء محسوسات بوسيلهء حواسّ ظاهرى نمى توان به كاربرد ، زيرا دخالت ساختمان چشم در ديدن و اهميت مقدار فاصله ما بين شيء بيننده و ديده شده و اصول و فرضيات پيش ساخته در ارزيابى محسوسات بسيار مؤثر است . اين همان جريان ارتباط عوامل ادراك با ادراك شده است كه از دريافت هويت حقيقى شى ادراك شده مانع مى گردد شايد نخستين متفكرى كه به اين حقيقت متوجه شده است ، لائوتسه چينى است كه با يك تشبيه بسيار رسا آنرا بازگو كرده است . جملهء معروف او در بارهء اين حقيقت چنين است : ما در نمايشنامهء بزرگ وجود هم بازيگريم هم تماشاگر . در صورتى كه شهود و دريافت خدا كه عبارتست از برقرار شدن ارتباط مستقيم با مفهوم كمال يا كامل مطلق كه خدا است ، به جهت بىنياز بودن از وسائط دگرگون كننده واقعيات در ذهن ما ، تصرفى از
[١] . القصص ، آيه ٨٨ .
[٢] . وجه هر چيزى آن است كه با ديگر چيزها به وسيلهء آن مواجه مى گردد ، بنا بر اين وجه اللَّه يعنى جلوههاى خداوندى در عالم وجود .