ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و چهارم
هدف مى دانند يعنى گمان مى كنند كه با به دست آوردن علم و معرفت به هدف ، به مقصد رسيدهاند و در هدف زندگى غوطه ورند [١] آنان نمى دانند كه تفاوت انسانها با غوره در اين است كه انسان در دوران ما قبل تكامل و در موقع حركت در مسير آن ، بفهمد كه كمال چيست و مختصات و عظمت آن كدام است ، ولى غوره نمى داند كه انگور چيست و مختصات و كاربرد آن در تغذيه و تقويت اعصاب كدام است . غوره فقط حركت مى كند و تدريجا به مرحلهء انگورى مى رسد . ولى متأسفانه بشر به همان دانستن اين حقيقت كه كمال چيست و مقصد كدام است و بدون اين حقيقت ، هيچ سعادت و فضيلتى نصيب آدمى نمى گردد ، دل خوش مى دارد ، و به لذت و انبساط همين دريافت قناعت مى كند ، و از حركت باز مى ماند . آرى .
< شعر > رفت شب و اين دل من پاك نشد از گل من ساقى مستقبل من كو قدح احمر من < / شعر > مولوى ما مى توانيم با دلائل عقلى و نقلى هدف اعلاى زندگى را دريابيم ، ولى آن دريافتن كه حركت و تكاپو به دنبال داشته باشد به يك بينايى قلبى نياز دارد كه انسان را در شناخت هدف مزبور به درجهء حق اليقين برساند .
پيشوايان الهى طرق وصول به آن هدف اعلا را هموار ساختهاند ، غرور و كبر را از خود دور كنيم . حركت و تلاش در اين طرق را آغاز كنيم . خداوند عادل و لطيف و
[١] . اين خطاكارى و اشتباه دانستن به « گرديدن » افراد بسيار فراوانى را از گرديدنهاى تكاملى محروم ساخته است . اين افراد با تصور و دريافت مفاهيم بسيار كلى مانند مفهوم وجود ، قانون ، نظم ، هدف ، تكامل و همچنين با دريافت مفاهيم ارزشى ، گمان مى كنند به اندازهء كليت و وسعت و عمق دائرهاى آن مفاهيم كلى وسعت و عمق و كليت پيدا كردهاند و عين آنها شدهاند و همهء ارزشهايى را كه تصور كردهاند در وجود آنها تحقق و عينيت پيدا كردهاند