ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - آيا دين از مقولهء ايده ئولوژى است
بنگرى ، يك حيرت عاميانه كه پشت تو را به بارگاه خداوندى خواهد گرداند ، مغز و روان تو را مختل خواهد ساخت و اگر به نتيجهء اصلى توجه كنى ، و از معارف عالىتر برخوردار شوى به مقام حيرت عالى كه آرمان سالكان راه حق و حقيقت است نائل خواهى گشت . آرى .
< شعر > نه چنين حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست < / شعر > اين همان حيرت است كه در حديثى به پيامبر اكرم ( ص ) نسبت داده شده است كه آن بزرگوار در موقع نيايش عرض كرده است ) * : ربّ زدنى تحيرا ( خداوندا بر حيرت من بيفزا ) مطالعه كنندگان محترم مى توانند براى بررسى اقسام حيرت در مجلد ششم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از ص ٦٤٢ تا ص ٦٥٠ مراجعه فرمايند . اميدواريم اين نويسندگان با توجه به اقسام مزبور و شناخت تحير دينى كه عبارتست از گام نهادن به فوق معلومات و معارف محدود معناى حيرتى را كه در بيت مولوى آمده است ، درك كنند و بدانند كه اين حيرت به معناى « اين يا آن » نيست ، بلكه آن حالت روحى فوق العاده است كه پس از خروج از مرزهاى كميت و كيفيتهاى محدود كننده ، شكوفا مى گردد و با خود حق و حقيقت روياروى مى شود . اين رويارويى است كه آدمى را در عظمت و نورانيت فوق توصيفات و دلايل غوطه ور مى سازد . يك دليل ديگر از اين نويسندگان ديده مى شود كه دين را براى جهان و ايده ئولوژى را براى يك جامعه و قومى اختصاص مى دهد . در اين كه دين الهى يك حقيقت جهانى و براى همهء بشريت است ، صحيح است . و اين كه برخى از طرز تفكرات جنبهء خاصى ( براى جامعه و يا برهه اى خاص از زمان مفيد است ) نيز صحيح است . ولى پس از بررسى دقيق در اين گونه دلائل بايد يك تجديد نظر جدى در آنها صورت بگيرد ، مخصوصا از آن جهت كه ما نبايد براى اصطلاحاتى مانند مكتب ، ايده ئولوژى و طرز تفكرات ، مفاهيمى را قالبريزى كنيم كه مجبور شويم ، براى آن