ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - تفسيرى مختصر پيرامون سخن امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام در بارهء حكومت صالحان و ناصالحان
خود را با اراده مهار كن تا با طبيعت حقيقى [ ربانى ] جان خود ، جاودان بمانى . ) اشاره به همين حقيقت است كه طبيعت الهى و فوق طبيعى آدمى نيز ، طبيعت يا ماهيت اصلى او محسوب مى گردد .
از مجموع مطالب فوق به يك نتيجه بسيار با اهميت مى رسيم و اين است كه آن سخن جاودانى امير المؤمنين عليه السلام كه مى فرمايد : ) * لابدّ للنّاس من أمير برّ أو فاجر ( براى مردم زمامدارى لازم است خواه نيكوكار و خواه بدكار . ) [ خطبهء ٤٠ ] نبايد چنين تفسير شود كه حكومت صالح و ناصالح براى مديريت حيات اجتماعى مردم به طور مطلق مساوى است ، بلكه عقلاى جامعه همان گونه كه دين الهى دستور مى دهد بايد نهايت تلاش را براى به وجود آوردن حكومت صالحان انجام بدهند و اين يك تكليف قطعى و جهانى و عقل عملى و دينى است كه گمان نمى رود حتى يك فرد خردمند كه از ماهيت و ارزشهاى حيات انسانها ، و هدف اصلى آن مطلع باشد ، آن را انكار كند يا ناديده بگيرد .
البته در صورتى كه دسترسى به حكومت صالحان امكانپذير نباشد ، و با هيچ سعى و تلاشى امكان چنان حكومتى وجود نداشته باشد ، به مقتضاى اصل اساسى ضرورت ادامهء حيات فردى و اجتماعى حاكم غير صالح نيز به جهت اضطرار ، ضرورت پيدا مى كند و اگر عدم صلاحيت حاكم در حدى باشد كه زندگى انسانهاى جامعه به جهت احساس اهانت و ذلت شديد به پوچى برسد ، در اين صورت ، قيام براى نصب حاكم صالح و براندازى ناصالح ، تكليف به تلاش و كوشش شديدتر مى گردد . اين حكم بديهى عقل نظرى و عقل عملى است .