ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - در جهان هستى هيچ چيزى نمى تواند خدا را بپوشاند
شما بياييد در بعضى از حالات صفاى روانى كه درون شما در آن حالات از هرگونه وسوسهها ، آرزوهاى غير واقعى ، تخيلات و از هرگونه خودخواهىها خالى است ، دقت كنيد ، خواهيد ديد روشنترين حقيقتى كه در درون خود با آن روياروى قرار گرفته و آنرا شهود مى نماييد آن كامل مطلق است كه خدا است . درون آدمى در اين موقع كه نه از جهان بيرونى ، واردات مزاحم دارد و نه از جهان درونى امواج تيره كنندهء نفسانيات سركشى مى كنند ، با كمال مطلق كه هيچ واسطه و پرده اى ، وجود برين او را از ديدهء درون مخفى نمى دارد روياروى گشته است . اين همان دريافت و شهود خداونديست كه اساسىترين مقدمه براى اثبات وجود خداوندى از راه برهان وجوبى يا برهان كمالى است كه هم در مشرق زمين بوسيلهء پيشوايان معصوم ارائه شده است مانند يا من دلّ على ذاته بذاته [١] ( اى خداوندى كه با ذات خود [ مردم را ] به ذات خود رهنمايى فرموده است ) و بك عرفتك و أنت الَّذى دللتنى عليك و لو لا أنت ما أدر ما أنت [٢] مرحوم محقق عاليقدر حكيم بزرگ آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى در بيت آخر از ابياتى كه در بارهء برهان مزبور سروده است ، چنين مى گويد :
< شعر > فالنّظر الصّحيح فى الوجوب يفضى إلى حقيقة المطلوب [٣] < / شعر > ( پس درك صحيح در مفهوم وجوب منتهى مى گردد به حقيقت مطلوب كه اثبات وجود خداونديست . ) در اينجا توجه باين نكته هم لازم است كه با نظر به حقيقت اين برهان كه مستند به دريافت مفهوم كامل مطلق ، بىنياز از همه چيز است ، نام آنرا بايد « برهان وجوبى » يا
[١] . دعاى صباح از امير المؤمنين عليه السلام .
[٢] . دعاى ابو حمزهء ثمالى از امام علىّ بن الحسين سجّاد عليهما السلام .
[٣] . تحفة الحكيم ، آية اللَّه محقق بزرگ مرحوم آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى .