ترجمه و تفسير نهج البلاغه
(١)
ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و دوم
٣ ص
(٢)
حادث بودن همهء كائنات دليل بر ازلى و قديم بودن خدا است
٧ ص
(٣)
آفرينش شباهت ، همانندى ، تضاد كوچك و بزرگ و حركت و سكون در مخلوقات دليل آن است كه هيچ يك از پديدههاى مزبور در خدا وجود ندارد
١١ ص
(٤)
عامل دوم
١٣ ص
(٥)
در جهان هستى هيچ چيزى نمى تواند خدا را بپوشاند
١٤ ص
(٦)
صانع غير از مصنوع و ايجاد كنندهء حدّ غير از حدّ محدود و پروردگار غير از پرورده شده است
١٦ ص
(٧)
استناد دوم
١٩ ص
(٨)
وحدت خداوندى وحدت عددى نيست
٢٢ ص
(٩)
آن ذات اقدس از هرگونه حركت و خستگى به دور است
٢٣ ص
(١٠)
شنوايى و بينايى و شهادت و نظارهء او با وسائل جسمانى نيست
٢٤ ص
(١١)
1 - جهل بسيط با بيطرفى از متعلق آن
٢٦ ص
(١٢)
ظهور او جسمانى نيست تا با چشم ديده مى شود و داراى سبكى يا ظرافت مادى نيست كه او را مخفى بدارد
٣٢ ص
(١٣)
اوست فوق همهء كائنات از هر مقوله كه باشند و در هر موقعيتى كه آنرا حيازت كنند
٣٤ ص
(١٤)
براى علم مطلق او به همهء كائنات و در هيچ يك از احوال نيازى به وجود عينى كائنات كه معلوم خداوندى باشند نيست
٣٥ ص
(١٥)
سياست حكيمانهء جامعهء بشرى با طلوع خورشيد فروزان اسلام و نبوت و امامت ، مطرح گشت
٣٨ ص
(١٦)
نهج البلاغه و امور اجتماعى و سياسى
٤٢ ص
(١٧)
دلائل لزوم تنظيم و اصلاح سياسى زندگى دنيوى و اخروى مردم
٤٤ ص
(١٨)
نگاهى بر نوسانات كليسا و حكومت
٥٧ ص
(١٩)
جدايى دين از حكومت ( كليسا و حكومت )
٦٠ ص
(٢٠)
واقعهء سوم
٦٤ ص
(٢١)
مطلب چهارم
٦٨ ص
(٢٢)
وحدت و هماهنگى همهء شئون حيات انسانى در دين اسلام
٧٣ ص
(٢٣)
1 تكاليف شخصى
٧٦ ص
(٢٤)
2 تكاليف حقوقى مقررّه
٧٧ ص
(٢٥)
شخصيت آدمى در بعد دوم ( زندگانى با اصول و قوانين موضوعى )
٨٤ ص
(٢٦)
شخصيت آدمى در بعد سوم
٨٥ ص
(٢٧)
نوع يكم
٨٦ ص
(٢٨)
3 علم حضورى
٨٨ ص
(٢٩)
شخصيت آدمى در مديريت بعد چهارم ( حيات معقول )
٩٢ ص
(٣٠)
حذف مذهب از حيات و شخصيت بشرى در زندگى دنيوى بر مبناى سكولاريسم ، مستلزم تجزيهء وحدت « حيات معقول و تجزيهء وحدت شخصيت است »
٩٣ ص
(٣١)
اساسىترين عامل انتقال انسان از « خود طبيعى » به « من عالى انسانى » قرار گرفتن در جاذبهء كمال مطلق است كه خداوند متعال مى باشد
١٠٠ ص
(٣٢)
10 در نظام سكولاريسم ، ارزش احساس وظيفه و تكليف برين كه با عظمتترين و شريفترين احساس آدميان است ، در تطبيق حقايق بعد دوم
١٠٧ ص
(٣٣)
نوع دوم
١١١ ص
(٣٤)
2 دستور اكيد به سبقتجويى به خيرات
١٢١ ص
(٣٥)
3 تحليل ( حلال كردن ) بهره بردارى از مواد مفيد روى زمين براى ادامهء معيشت و تنظيم آن
١٢٢ ص
(٣٦)
4 تكاليف مالى براى تنظيم بعد مادى
١٢٣ ص
(٣٧)
5 وجوب وفاء به پيمانها ،
١٢٤ ص
(٣٨)
سه - نمونه اى از اصول قواعد حقوقى بطور عام ،
١٣٩ ص
(٣٩)
قسم پنجم
١٤٨ ص
(٤٠)
قسم ششم
١٤٩ ص
(٤١)
1 - حكومت ، همان حكمت و علم است به مسائل سياسى و زندگى اقتصادى مردم و بس
١٥٠ ص
(٤٢)
آيا فلسفهء سياسى را تنها بايد در اجتماع يونان باستان و سپس در قرون بعد از رنسانس جستجو كرد
١٥٤ ص
(٤٣)
هر دو نظام فلسفهء سياسى قديم و جديد كه بر مبناى سكولاريسم استوارند از حل مشكلات سياسى بشر عاجزند
١٥٥ ص
(٤٤)
آيا حكومت و سياست از مدار تكاليف و احكام كليهء الهيه خارج مى باشد
١٥٧ ص
(٤٥)
3 زندگى عقلانى
١٦١ ص
(٤٦)
نظام دموكراسى در زندگى و حكومت و سياست و مشكلات ششگانهء آن
١٦٤ ص
(٤٧)
اين كه سياست يك حرفهء خاصّ و احتياج به تخصص دارد ، هرگز منافاتى با لزوم آبيارى سياست و حكومت با بعد الهى انسانها ندارد
١٦٩ ص
(٤٨)
مسئلهء سوم
١٧٢ ص
(٤٩)
تفسيرى مختصر پيرامون سخن امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام در بارهء حكومت صالحان و ناصالحان
١٧٩ ص
(٥٠)
اگر پيامبران و ديگر پيشوايان الهى تنها مأمور ابلاغ تكاليف مربوط به عبادات و ديگر امور اخروى بودند ، هرگز مبارزه و جهاد و دفاع حتى جانبازى در برابر سلطه گران ضد انسان مورد نياز نبود
١٨٢ ص
(٥١)
آيا دين از مقولهء ايده ئولوژى است
١٨٣ ص
(٥٢)
ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و سوم
١٩٢ ص
(٥٣)
نصيحت براى مردم
١٩٣ ص
(٥٤)
بالاخره روزى فرا رسد كه از نتايج گناهان پرده برداشته شود
١٩٧ ص
(٥٥)
من در تكليف به خودسازى و تحصيل هشيارى ، فردى از شما هستم
١٩٨ ص
(٥٦)
براى پرواز در فضاى حيات معقول به سوى هدف اعلاى حيات از دو بال ذات خويشتن بهره برداريد
١٩٩ ص
(٥٧)
اگر خود را بينا مى دانيد بشنويد ، بينديشيد ، بنگريد و ديده ور شويد
٢٠٠ ص
(٥٨)
بكوشيم اين چند روز زندگى را با آشنايى با خويشتن بگذرانيم
٢٠٢ ص
(٥٩)
در بارهء آنچه كه از زبان پيامبر اكرم به تو رسيده است بينديش
٢٠٣ ص
(٦٠)
فخر و كبر و فراموشى پايان زندگى و غفلت از مجازات و انتظار محصولى غير از آنچه كاشته شده است و بىاعتنايى به فردايى كه بدون پذيرش آن ، زندگى اين دنيا به هيچ وجه قابل فهم و تفسير نيست ناشى از يك بيمارى است كه خود بزرگ بينى ناميده مى شود
٢٠٤ ص
(٦١)
بياييد آنچه را كه مى دانيم به روى خود بياوريم و به آن عمل كنيم و معتقد باشيم آنچه را كه مى دانيم روزى دامن ما را خواهد گرفت
٢٠٨ ص
(٦٢)
1 در عباداتى كه خدا به او مقرر فرموده است ، شرك بورزد
٢١٠ ص
(٦٣)
4 بدعتى در دين ايجاد كند كه نياز خود را از اين راه برآورد
٢١٢ ص
(٦٤)
چهارپايان هدفى جز شكم و درندگان جز دشمنى با غير خود ندارند
٢١٤ ص
(٦٥)
معمولا همت زنها آراستن و آرايش زندگى دنيوى است
٢١٥ ص
(٦٦)
ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و چهارم
٢١٨ ص
(٦٧)
اين يك قانون طبيعى است ) *
٢٢٣ ص
(٦٨)
امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام و صاحبنظران و محدثان بزرگ اسلامى
٢٢٤ ص
(٦٩)
طلايه دارى كه جلو كاروان افتاده تشخيص مصالح و مفاسد گذرگاه و منازل را به عهده گرفته است ، بايد خلاف واقع نگويد
٢٣٥ ص
(٧٠)
آغاز كار ، انسانهايى كه با دل بينا و با بصيرت عمل مى كنند ، بايد بدانند كه آن عمل به ضرر آنها است و يا به سود آنان
٢٣٦ ص
(٧١)
احساس مسئوليت در بارهء علم
٢٣٧ ص
(٧٢)
آيا هيچ مى دانيد كه ركود علوم انسانى كه به ركود انسانها از حركتهاى تكاملى بازداشته است ، معلول ادّعاى علم در بارهء مسائل انسانى است كه دلائل صحيحى ندارد
٢٣٨ ص
(٧٣)
انسان آگاه در زندگانى بايد ببيند آيا حركت او به پيش است يا به عقب برمى گردد
٢٣٩ ص
(٧٤)
تطابق ظاهر با باطن در پاكى و ناپاكى
٢٤١ ص
(٧٥)
ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و پنجم
٢٤٥ ص
(٧٦)
او است خداوند حق و آشكار ، حقيقىتر و آشكارتر از آنچه كه چشمها آن را مى بينند
٢٥٠ ص
(٧٧)
خلقت خلق ، انشايى و ابداعى است
٢٥٢ ص
(٧٨)
جهان هستى در برابر امر كن و امر به اطاعت از او بدون اندك مقاومتى به جريان افتاد
٢٥٣ ص
(٧٩)
آفرينش شبپره
٢٥٤ ص
(٨٠)
فهرست آيات
٢٦٢ ص
(٨١)
فهرست روايات
٢٦٨ ص
(٨٢)
فهرست نامها
٢٧١ ص
(٨٣)
فهرست مآخذ
٢٧٤ ص
(٨٤)
فهرست اماكن
٢٨٠ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص

ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٢ - نوع دوم


١٠ . سياست نامه : تأليف خواجه نظام الملك .
١١ . الولاة و القضاة : تأليف كندى .
١٢ . الخراج و صنعة الكتاب : تأليف قدّامة بن جعفر .
١٣ . السياسة المدنية : تأليف محمد بن محمد بن طرخان الفارابى .
١٤ . آراء اهل المدينة الفاضلة : تأليف محمد بن محمد بن طرخان الفارابى .
١٥ . اخلاق ناصرى : تأليف خواجه نصير طوسى .
١٦ . فقه السياسة : تأليف سيد محمد حسينى شيرازى .
١٧ . الامامة و السياسة : تأليف ابو محمد عبد الله بن مسلم بن قتيبة دينورى ( متوفاى سال ٢١٣ ه . ق ) ١٨ . تنبيه الامة و تنزيه الملة : تأليف آية الله العظمى آقا ميرزا محمد حسين نائينى .
١٩ . حكومت از نظر اسلام : تأليف آية الله آقا سيد محمود طالقانى ، شرحى بر كتاب تنبيه الامة و تنزيه الملة ، مرحوم نائينى .
٢٠ . تاريخ سياسى و دينى و فرهنگى در اسلام : در ٣ مجلد تأليف دكتر حسن ابراهيم حسن ٢١ . مقدمه : تأليف عبد الرحمن بن خلدون . [١]



[١] . براى اثبات اين حقيقت كه تحقيقات اجتماعى و سياسى ابن خلدون در كتاب مقدمه بر مبناى معتقدات اسلامى بوده و آن همه حقايق را با نظر به منابع اوليهء اسلامى مطرح نموده است ، مى توانيم استشهاد او را به آيات قرآنى و احاديث و نيايشهاى جدّى وى در پايان اغلب فصول كتاب در نظر بگيريم . ابو خلدون ساطع الحصرى مؤلف كتاب دراسات عن ابن خلدون از ص ٤٨٥ تا ص ٤٨٨ اين بحث را مطرح نموده و پس از ذكر استنادهاى فراوان ابن خلدون به آيات قرآنى و احاديث و نيايشهايى كه مى آورد ، مى گويد : « با نظر به همهء اين امور است كه براى ما سزاوار است بيان كنيم : ابن خلدون مردى بود داراى ايمان صادق كه هيچ شك و ترديدى در بارهء خدا و دين ، به ايمان او آميخته نشده بود . » اين جانب به جهت اهميت اين مسئله لازم ديدم كه همهء صفحات كتاب مقدمه را به دقت بررسى كنم و اين كار را انجام بدهم و در همهء آن موارد كه ابن خلدون در كتاب مقدمه آيات قرآنى ، احاديث و دعاها آورده است مطالعه نمودم . ابن خلدون در اين كتاب كه ٥٨٨ صفحه است ، در ٢٨٢ مورد آيات و احاديث و دعاهايى آورده است و به اضافهء آنها در ذكر مبانى اصول فلسفهء اجتماعى و اقتصادى ، منابع اسلامى و روش دينى را مراعات نموده است . و مى توان گفت : ابن خلدون در اين مقدمه با طرز تفكرات اسلامى مطالب را مطرح نموده است و فقط به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى كنيم ، باشد كه دانش پژوهان علوم انسانى مخصوصا علوم اقتصادى و اجتماعى و سياسى و همچنين محققان در همهء علوم انسانى بدانند كه مكتب اسلام هم بالاترين اهميت را به علوم مزبوره داده است و هم خود از عاليترين اصول علوم مزبور در حيات فردى و اجتماعى انسانهاى جامعه برخوردار بوده است : ١ - كتاب مقدمه با اين خطبه شروع مى شود : الحمد لله الَّذى له العزّة و الجبروت ، و بيده الملك و الملكوت و له ألاسماء الحسنى و النّعوت ، العالم فلا يغرب عنه ما تظهره النّجوى ، او يخفيه السّكوت ، القادر فلا يعجزه شيء فى السّماوات و الارض و لا يفوت انشأنا من الارض ، و استعمرنا فيها اجيالا و امما ، و يسّر لنا منها ارزقا و قسما ، تكفّلنا الارحام و البيوت و يكفلنا الرّزق و القوت ، و تبلينا الايام و الوقوت و تعتورنا الاجال الَّتى خطَّ علينا كتابها الموقوت ، و له البقاء و الثّبوت ، و هو الحىّ الَّذى لا يموت ، و الصّلوة و السلام على سيّدنا و مولانا محمد النّبىّ العربى المكتوب فى التّوراة و الانجيل المنعوت ، الَّذى تمخّض لفصاله الكون قبل أن تتعاقب الاحاد و السّبوت و يتباين زحل و اليهموت ، و على آله و أصحابه الَّذين لهم فى صحبته و اتّباعه الاثر البعيد و الصّيت ، و الشّمل الجميع فى مظاهرته و لعدوّهم الشّمل الشّتيت ، صلَّى اللَّه عليه و عليهم ما اتّصل بالاسلام جدّه المنجوت ، و انقطع بالكفر حبله المبتوت و سلَّم كثيرا . ترجمه : حمد مر خداى راست كه عزت و جبروت از آن او و ملك و ملكوت به دست او است . و از آن او است اسماء حسنى و صفات عليا ، تواناى مطلق كه غايب نيست از او آنچه كه سخن بىصدا آشكار مى كند يا سكوت آن را مخفى مى دارد ، تواناى مطلق كه هيچ چيزى در آسمانها و زمين او را ناتوان نمى سازد و از او فوت نمى گردد . خداوندى كه ما را به صورت نفوسى از زمين ايجاد فرمود ، ما انسانها را در طول قرون و اعصار و به شكل امتهايى در مسير حيات قرار داد و براى ما از زمين ، روزىها و قسمتها در اختيار گذاشت ، ( در جريان زندگى ، نخست ارحام مادران و سپس خانه هايمان را در بر مى گيرند و روزى و توشه كفالت ما را به عهده مى دارند . گذشت روزگاران و اوقات ما را مى پوسانند و اجلهايى كه كتاب آنها سرنوشت مدت عمر ما را تعيين نموده است ، سر راه زندگى ما قرار مى گيرند ، بقاء و ثبوت ( ابديت ) از آن خدا است ، و او است زنده اى كه نمى ميرد ، درود و سلام بر سرور و مولاى ما « محمد » پيامبر عربى كه وصف او در تورات و انجيل آمده است . پيامبرى كه عالم هستى او را با شير خالص عنايت الهى اشباع و از خود جدا كرده بود ، پيش از به وجود آمدن و تعاقب ايام هفته ( شنبه‌ها و يكشنبه‌ها ) ، و پيش از باز شدن فاصلهء بسيار زياد ما بين ستارهء زحل و ماهى اعماق زمين ( درياها ) و درود و سلام باد بر اولاد و اصحاب پيامبر كه براى آنان در درك حضور و پيروى آن حضرت اثرى و گسترشى است بسيار عميق ، و اتحاد و هماهنگى است در يارى او ، و براى دشمن آنان است جمعى پراكنده . درود خدا و سلام فراوان خدا بر او و بر اولاد و يارانش باد ، ما دام كه عظمت بسيار مطلوب به اسلام بسته است و طناب سست كفر بريده . « ٢ . ص ٧ ، » و از خدا مسئلت مى دارم كه اعمال ما را به بارگاه كرمش خالص فرمايد و او است كفايت كنندهء وجود من و اوست بهترين وكيل . « ٣ . خطاكارىها در تاريخ ناشى نيست مگر از حريص بودن انسان به شنيدن شگفتىها و عبور آنها با كمال سهولت بر زبان با غفلت از اين كه محققى پيگير و نقاد مطالب او را مورد تحقيق و نقد قرار بدهد . . . و بدين ترتيب اين مورخ خطاكار آيات خداوندى را به استهزاء مى گيرد و داستان بىاساس و مشغول دارنده را مى خرد تا از راه خداوندى گمراه گردد ، و اين دو جمله اخير دو آيه را بيان مى كند : اول - ( وَإِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً ) ، الجاثية آيه ٩ ، » و هنگامى كه چيزى از آيات ما را بداند ، آنرا به استهزاء مى گيرد . دوم - ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ الله بِغَيْرِ عِلْمٍ ) ، لقمان آيه ٦ ، « و بعضى از مردم داستان بىاساس و مشغول دارنده را مى خرند تا از روى نادانى از راه خدا گمراه شوند . » مراجعه فرماييد به اين مشخصات ، ضمنا توجه داشته باشيد كه ( ص ) مخفف صفحه ، و ( س ) مخفف سطر است : ص ١٤ س ١ - ص ١٩ س ٩ - ص ٣٨ س ٢٥ - ص ٤١ س ٣ - ص ٤٣ س ٨ - ص ٤٤ س ٧ - ص ٤٨ س ٢٥ - ص ٥٣ س ١٨ و ١٩ - ص ٥٩ س ٤ و ٥ - ص ٨١ س ٢٥ - ص ٨٢ س ١٣ - ص ٨٥ س ٢٤ و ٢٥ - ص ٨٧ س ٦ - ص ٩١ س ١٤ و ٢٣ - ص ٩٥ س ١٧ - ص ٩٨ س ٢٢ - ص ٩٩ س ١٠ - ص ١٠٣ س ١٧ - ص ١٠٥ س ٣ و ١٨ - ص ١١٠ س ٢٢ - ص ١١١ س ١٩ - ص ١١٩ س ٢٥ - ص ١٢٢ س ٢ و ٢٥ - ص ١٢٤ س ٢٥ - ص ١٢٥ س ١٩ - ص ١٢٧ س ١١ - ص ١٢٨ س ٧ و ١٦ - ص ١٢٩ س ١٣ - ص ١٣٠ س ١٥ - ص ١٣١ س ٨ - ص ١٣٣ س ٢٥ - ص ١٣٥ س ١٥ - ص ١٣٦ س ١٧ - ص ١٣٨ س ١١ - ص ١٣٩ س ٨ و ٢٣ - ص ١٤٠ س ١١ - ص ١٤١ س ٤ و ١١ - ص ١٤٤ س ٨ و ٢٥ - ص ١٤٥ س ١٢ و ٨ - ص ١٤٨ س ٣ و ٢٥ - ص ١٤٩ س ١١ - ص ١٥١ س ١ - ص ١٥٢ س ١٤ - ص ١٥٣ س ٢٥ - ص ١٥٤ س ١٧ - ص ١٥٦ س ١٧ - ص ١٥٧ س ١٣ و ١٩ - ص ١٥٨ س ٢٥ - ص ١٦١ س ١٥ - ص ١٦٢ س ٢٣ و ٢٥ - ص ١٦٤ و ص ١٥٣ ص ٢٥ س ٩ - ص ١٦٦ س ١٠ - ص ١٦٧ س ٤ - ص ١٦٨ س ١ - ص ١٧٠ س ٤ - ص ١٧٢ س ٤ - ص . ١٧٤ س ١٦ - ص ١٧٥ س ١٠ - ص ١٧٦ س ٢٥ - ص ١٨٢ س ٢٤ و ٢٥ - ص ١٨٤ س ٣ - ص ١٨٥ س ١٥ - ص ١٨٦ س ١٦ - ص ١٨٧ س ١١ - ص ١٨٨ س ١٣ - ص ١٨٩ س ٢٥ - ص ١٩٠ س ١٠ و ١٤ و ١٥ و ٢١ و ٢٣ و ٢٤ - ص ١٩١ س ٨ و ١٦ - ص ١٩٦ س ١٧ - ص ٢٠٢ س ٣ و ٩ و ١٢ و ١٩ - ص ٢٠٩ س ١ و ٢٥ - ص ٢١٢ س ٢ - ص ٢١٨ س ١٧ - ص ٢٢٣ س ٢٥ - ص ٢٢٥ س ١٢ - ص ٢٢٦ س ٢٣ - ص ٢٣٠ س ١٨ - ص ٢٣٥ س ٢ - ص ٢٤٠ س ١٤ - ص ٢٤٣ س ٥ - ص ٢٤٦ س ١١ - ص ٢٥٢ س ١٠ - ص ٢٥٦ س ٢٥ - ص ٢٥٧ س ٢٢ - ص ٢٥٨ س ٢ و ١٩ - ص ٢٦٠ س ١١ و ٢٤ - ص ٢٦٢ س ٢٣ ص ٢٦٤ س ٥ و ٧ - ص ٢٦٦ س ١٧ - ص ٢٦٧ س ٢٠ - ص ٢٦٩ س ٢ - ص ٢٧٠ س ٢٢ - ص ٢٧٩ س ٢ - ص ٢٨٠ س ٩ - ص ٢٨١ س ٦ - ص ٢٨٣ س ٩ - ص ٢٨٤ س ١٦ - ص ٢٨٦ س ٥ - ص ٢٩٠ س ٢٠ - ص ٢٩٣ س ٢٠ - ص ٢٩٣ س ٢٢ - ص ٢٩٤ س ٢٠ - ص ٢٩٧ س ٢٥ - ص ٢٩٨ س ١٩ - ص ٢٩٩ س ٢٣ - ص ٣٠٢ س ٢١ - ص ٣١١ س ٧ - در ص ٣٣٤ توصيفى در اهميت اهل بيت عصمت عليهم السلام و در فصل ٥٢ بحثى مبسوط در بارهء حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف . ص ٣٤٢ س ١٠ - ص ٣٤٣ س ٢٤ و ٢٥ - ص ٣٤٥ س ٢٥ - ص ٣٤٧ س ٧ - ص ٣٤٩ س ٢٢ - ص ٣٥٧ س ١١ - ص ٣٦٨ س ٦ - ص ٣٥٩ س ١٦ - ص ٣٦٠ س ٦ - ص ٣٦٢ س ٢٢ - ص ٣٦٤ س ٢٢ - ص ٣٦٥ س ١٤ - ص ٣٦٧ س ٩ - ص ٣٦٨ س ٩ - ص ٣٧١ س ١٨ - ص ٣٧٤ س ١٣ - ص ٣٧٦ س ٢٠ - ص ٣٧٧ س ١١ - ص ٣٧٨ س ٢٢ - ص ٣٨٠ س ٩ و ١٧ و ١٨ و ١٩ و ٢٠ - ص ٣٨١ س ٥ - ص ٣٨٢ س ١٨ - ص ٣٨٤ س ٢٢ - ص ٣٨٩ س ٣ و ٢٣ - ص ٣٩٣ س ٨ - ص ٣٩٤ س ٣ و ١٥ و ٢٥ - ص ٣٩٥ س ٢٢ - ص ٣٩٦ س ٨ - ص ٣٩٧ س ٤ و ٢٣ - ص ٣٩٨ س ٢٤ - ص ٣٩٩ س ٢٢ - ص ٤٠٠ س ١٨ - ص ٤٠٣ س ٣ و ١٧ - ص ٤٠٤ س ٣ - ص ٤٠٥ س ١ - ص ٤٠٦ س ١٥ - ص ٤٠٦ س ٧ و ١٧ - ص ٤٠٩ س ٢٥ - ص ٤١١ س ١٣ - ص ٤١٢ س ١٠ - ص ٤١٤ س ٢٤ - ص ٤١٧ س ١٤ - ص ٤٢١ س ١١ - ص ٤٢٣ س ٤ - ص ٤٢٨ س ١٤ - ص ٤٢٩ س ١٠ - ص ٤٣٤ س ٥ - ص ٤٣٥ س ٥ - ص ٤٣٧ س ٤ - ص ٤٤٠ س ٢٢ - ص ٤٤١ - س ٢ - ص ٤٤٥ س ١٥ - ص ٤٥١ س ١٠ - ص ٤٥٢ س ١٩ - ص ٤٥٨ س ٣ - ص ٤٦٧ س ١٢ - ص ٤٧٥ س ١٥ - ص ٤٧٨ س ٩ - ص ٤٨١ س ٢٣ - ص ٤٨٥ س ١٧ - ص ٤٨٩ س ١٣ - ص ٤٩٢ س ١٠ - ص ٤٩٣ س ١ - ص ٤٩١ س ٨ - ص ٤٩٦ س ١٩ - ص ٤٩٧ س ١٠ - ص ٥٠٣ س ٢٤ - ص ٥١٤ س ١ - ص ٥١٩ س ٢٠ - ص ٥٣١ س ١١ - ص ٥٣٢ س ١٣ - ص ٥٣٣ س ٨ - ص ٥٣٦ س ١٩ - ص ٥٤٠ س ٨ - ص ٥٤١ - س ٢٤ - ص ٥٤٣ س ٧ - ص ٥٤٥ س ١٢ - ص ٥٥٠ س ١١ - ص ٥٥٣ س ٨ - ص ٥٥٤ س ١٢ - ص ٥٥٥ س ١٥ - ص ٥٥٨ س ٩ - ص ٥٥٩ س ٨ - ص ٥٦٠ س ١ - ص ٥٦١ س ٢٤ - ص ٥٦٤ س ١٤ - ص ٥٦٦ س ١٩ - ص ٥٦٨ س ١٨ - ص ٥٦٩ س ١٠ - ص ٥٧٨ س ١ - ص ٥٨٠ س ٢٠ - ص ٥٨١ س ٢٥ - ص ٥٨٨ س ١٢ و ١٥ . و ترديدى نيست در اين كه مغز متفكرى كه در حدود ٢٥٠ مورد در كتاب ٥٨٠ صفحه اى استناد به آيات و احاديث مى نمايد و در آخر اكثر فصلهاى كتاب ذكرى از آيه يا نيايش بياورد ، نمى تواند جز به ايمان چنين متفكرى به اسلام و استناد تحقيقاتش در فلسفهء اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى ، عرفانى و مبانى علوم و غير ذلك ، حمل نمود . تاكنون در بارهء مقدمه تأليف ابن خلدون ، تحقيقات فراوانى از جانب متفكران شرقى و غربى انجام گرفته است ، من جمله : ١ . ابن خلدون ساطع الحصرى در فهرست كتاب خود دراسات عن مقدمهء ابن خلدون آورده است . ٢ . فلسفه ابن خلدون ( الاجتماعية ) ، دكتر طه حسين ، القاهرة ١٩٥٢ . ٣ . ابن خلدون ، حياته و تراثه الفكرى ، الاستاد محمد عبد الله عنان ، القاهرة ١٩٣٣ . ٤ . فلسفه ابن خلدون ، دكتر عمر فروخ ، بيروت ١٩٤٢ . ٥ . رائد الاقتصاد ابن خلدون ، دكتر محمد على نشأة ، القاهرة ١٩٤٤ . ٦ . محاضرة عن ابن خلدون ، الاستاد محمد الخضر حسين ، القاهرة . ٧ . ابن خلدون فى المدرسة العادلية ، السيد عبد القادر المغربى ، دمشق . ٨ . مع ابن خلدون ، الاستاد احمد محمد الحوفى ، القاهرة ١٩٥٢ . ٩ . التعريف بابن خلدون و رحلته شرقا و غربا ، القاهرة ١٩٥٢ . ١٠ . ابن خلدون ، الاستاد فؤاد افرام البستانى ، بيروت ١٩٢٨ . ١١ . منتخبات من ابن خلدون ، دكتر جميل صليب و دكتر كامل عياد ، دمشق ١٩٣٤ . ١٢ . ابن خلدون خمسة اجزاء مناهل الادب ، مكتب صادر ، بيروت ١٩٤٩ . تحقيق در بارهء مقدمه به چند زبان اروپايى من جمله : فرانسه ، آلمانى ، انگليسى و ايتاليايى نيز انجام گرفته است .