ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - حذف مذهب از حيات و شخصيت بشرى در زندگى دنيوى بر مبناى سكولاريسم ، مستلزم تجزيهء وحدت ١٧١ حيات معقول و تجزيهء وحدت شخصيت است ١٨٧
٣ . در دورانهاى گذشته ، تقيّد به احكام و تكاليف و حقوق ، گرايشهايى افراطى به نام مذهب چنان گريبان بعضى از جوامع را فشرده بود كه حتى روزنه اى براى تفكر آزاد ديده نمى شد . در حالى كه در دوران معاصر ، برخى از مردم جوامع حتى تحمل شنيدن اصطلاحات مذهبى را هم ندارند ٤ . روانشناسى در ديروز سر بى تن بوده است و امروز تن بى سر تلقى مى شود . يعنى ديروز علوم و معارف انسان در باره روان خويش در هاله اى از مفاهيم تجريدى و تخيلات غوطه ور بوده است و امروزه در هاله اى از اصول و مفاهيم فيزيولوژيك و بيولوژيك و رفتارشناسى كه معلول عللى است كه در بارهء آنها هيچ تحقيق و بررسى صورت نمى گيرد . و بدين ترتيب روانشناسى از همهء مسائل بحث مى كند ، مگر خود روان « من » و « حقيقت شخصيت » و غير ذلك .
٥ . گاهى تفريط به جايى مى رسد كه مى گويد : اقتصاد در حيات بشرى داراى اهميت نيست . گاهى افراط را به جايى مى رساند كه مى گويد : ماهيت حيات و عامل تمامى تحولات زندگى بشرى ، تنها اقتصاد است [١] ٦ . صفحات تاريخ پر از دو نظريهء افراطى و تفريطى در خوشبينى و بدبينى طبيعت بشرى است . اگر چه افراط و تفريط در هر يك از ابعاد و شئون و استعدادهاى گوناگون بشرى به جهت ارتباط شديدى كه با يكديگر دارند به ديگر ابعاد . . . او سرايت مى كند ، ولى در دو مورد سرايت افراط و تفريط به ديگر ابعاد و . . . شديدترين اخلال را بر انسان و
[١] . مقصود ما از « گاهى » شامل دو قسم اختلاف در افراط و تفريط است . الف - يك انسان يا انسانهايى ، زمانى در معرفى يا ارزيابى يك حقيقت افراط و در زمان ديگر تفريط مى كنند . ب - يك يا گروهى از انسانها در معرفى و يا ارزيابى يك حقيقت افراط مى كنند و در همان موقع يا در مواقع ديگر ، انسان يا انسانهايى در بارهء معرفى يا ارزيابى همان حقيقت تفريط مى كنند .