ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - نوع يكم
و از اين نوع است همهء آن جريانات ذهنى كه لحظاتى در عرصهء خود آگاه يا نيمه آگاه ذهن پديدار مى گردند و سپس راه خود را پيش مى گيرند بدون اين كه تحت نظاره و سلطه و مديريت شخصيت قرار بگيرند .
نوع دوم
نوع دوم آن قسمت از فعاليتها و بازتابهايى هستند كه مورد آگاهى و مديريت و سلطهء شخصيت قرار مى گيرند . در اين قسمت شخصيت با حقايقى ارتباط برقرار مى كند كه فوق قوانين جسمانى ( فيزيكى فيزيولوژيك و غيره ) مى باشند . مانند :
١ . تجسيم
١ . تجسيم ( هست را نيست و بالعكس ، نيست را هست تلقى كردن يا اشياء را آن چنانكه هستند دگرگونه تلقى نمودن . ) بهترين موارد تجسيم ، نمايشهاى گوناگون در صورت تئاتر و غيره است كه تماشاگران حتى گاهى خود بازيگران هم نمودها و اشخاص موجود در صحنه را عين واقعيت تلقى مى كنند و ترتيب اثر را به آنها مى دهند . به عنوان مثال : شخص معين نقش مرحوم ميرزا تقى خان امير كبير را به عهده مى گيرد و كسانى ديگر نقش دشمنان و قاتلان امير كبير را بازى مى كنند و همهء تماشاگران يقين دارند كه نه تجسيم كننده امير كبير واقعيت دارد و نه تجسيم كنندهء دشمنان و قاتلان آن شخصيت بزرگ . با اين حال همه تماشاگران ، قضاياى امير كبير را چنان با واقعيت تلقى مى كنند كه گويى واقعا با آن شخصيت و سرگذشت ناگوار او روياروى هستند . همچنان كه قضاياى دشمنان و قاتلانش را عين واقعيت تلقى مى نمايند . اين است قدرت فوق طبيعى كه « من آدمى » ( شخصيت ) دارا مى باشد .
٢ . اكتشاف
٢ . اكتشاف پديده اى است كه با هيچ يك از قواعد علمى قابل تفسير نيست . به قول كلود برنار در مقدمهء طب آزمايشى ، « هيچ قاعده و دستورى معين نمى توان به دست داد