ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - واقعهء سوم
ساخت . هنگامى كه تمسك به هر وسيله را براى سياستمدار ، براى حصول به هدف تجويز نمود ، سپس در دورانهاى متأخر با چند نظريهء به ظاهر علمى مانند « انتخاب طبيعى » و « اصالت قوه » كه به وسيلهء داروين و نيچه مطرح شد و اصالت غريزهء جنسى كه فرويد آن را در حدّ افراطى به افكار تحميل نمود تأييد نمودند .
آن گاه سودپرستى ( يتى ليتاريانيسم ) و لذتگرايى ( هدونيسم ) و ( اپيكوريسم ) و قربانى كردن همه اصول و ارزشهاى انسانى در زير پاى روباه صفتى به نام « سياست » مجموعا دست به هم داده زخم وارد بر انسانيت را مخصوصا در مغرب زمين كه طعم ثروت و صنعت و تسلط را به طور فراوان چشيده بودند بسيار عميقتر ساخت . اگر جريان حيات دينى در دلهاى عده اى فراوان از مشرق زمين و حتى خود مغرب زمين ، قطع مى شد ، ديگر اميدى براى نجات انسان از خالت احتضارى كه در آن افتاده بود نمى ماند .
اى خداى بزرگ ، اى تواناى مطلق و اى حكيم على الاطلاق ، چه قدرتمند و با عظمت است كارگاه خلقتى كه تو به جريان انداخته اى و چه قدرتمندتر و با عظمتتر است حكمت و مشيت تو كه : آن همه ضربت و زخمهاى نابود كننده را كه نابخردان به وسيلهء نفى مذهب و شايع كردن ماكياولىگرىها و ترويج اصالت قوه و انتخاب طبيعى و ديگر سلاحهاى قاطع ، بر انسانيت وارد نمودند ، باز نتوانستند چشمه سار حيات دينى را در درون آدميان بخشكانند .
آن نابكاران بقدرى غافل بودند كه حتى تكليف بشر آينده را هم به گمان خود تعيين نموده و مى گفتند : بشر براى هميشه بايد از اين راه كه ما براى او تعيين مى كنيم ، حركت كند آنان نمى دانستند كه كودكان اولاد آدم ( ع ) با حيات تازه و مغز و روان جديد به دنيا مى آيند و بدون اين كه سرنوشت اين نونهالان باغ هستى با دست آنان تعيين شده باشد قدم به اين دنيا مى گذارند ، لذا اگر بوسيلهء دنياپرستان و خودكامگان خودخواه ، مورد تلقين