ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٥ - دلائل لزوم تنظيم و اصلاح سياسى زندگى دنيوى و اخروى مردم
فوق طاقت انسان باشد ، يا حد اقل انسانى كه چنين زندگى مى كند ، از جهت طبيعت معمولى او نيست ، بلكه به آن جهت است كه در او يك حقيقت قدسى وجود دارد و به مقدار عظمت اين اصل قدسى است كه فعاليت اصل سعادت بالاتر مى رود . حال اگر ادراك ( دريافت ) امر قدسى باشد ، سعادتآميزترين زندگىها همان زندگى دريافتى . . . خواهد بود . قطعى است كه منظور ارسطو با نظر به ديگر مطالبش ، مجرد ادراك ( فهميدن ) نيست ، بلكه حكمت است كه اتصاف به فضيلت از مختصات آن است ، مخصوصا با توجه به اين عبارت صريح كه مى گويد : « و اين كه سعادت الهى امكانپذير نيست مگر با ادراك ابدى » [١] مسلم است كه مجرد تصور ابديت به شكل مفهومى آن ، سعادت حقيقى نيست ، بلكه سعادت حقيقى درك و دريافت ابديت است با قرار گرفتن در شعاع جاذبيت كمال مطلق سرمدى كه فوق ازل و ابد است . باز مى گويد : « سعادت ناشى از تصادف نيست . بلكه سعادت عنايتى است كه از طرف خدا و نتيجهء كوشش و تلاش ما : اين مطلب هم مورد گفتگو است كه آيا سعادت حقيقى است كه با تعليم و تربيت تحقق پيدا مى كند ، يا به جهت عادتهايى معين به دست مى آيد و يا ممكن است از راههاى مشابه ديگر آنرا بدست آورد ، يا اين كه صحيح آن است كه سعادت يك عطاى خداونديست يا امرى است تصادفى در حقيقت اگر در دنيا عطايى باشد كه خدا بر انسانها [٢] عنايت فرمايد ، ممكن است اعتقاد جز مى كنيم كه سعادت نعمتى است الهى . و انسان از اين عقيده به خوبى استقبال مى كند ، زيرا براى انسان چيزى با عظمتتر از اين
[١] . همان مدرك ، مقدمهء مترجم ، ص ٩٦ .
[٢] . در اينجا تعبير ارسطو « خدايان » است و با تتبع لازم در امثال اين موارد معلوم مى شود كه منظور ارسطو و امثال او از « خدايان » موجوداتى هستند كه جنبهء قداست الهى دارند مانند فرشتگان ، انبياء و حتى حكماى راستين ، همان تعبير را كه ژان ژاك روسو هم در كتاب قرارداد اجتماعى در ص ٨١ مى گويد : « . . . بنا بر آنچه گفته شد ، فقط خدايان مى توانند چنانكه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند . »