ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - دلائل لزوم تنظيم و اصلاح سياسى زندگى دنيوى و اخروى مردم
حدود كمال و بىنياز است و احتياجى به تطهير و تحصيل جواز از يك عامل ما فوق طبيعت ندارد . » [١] اولا - چنين مطلبى با مفاهيم مزبور از ارسطو ديده نشده است .
ثانيا - اصل نظريهء ارسطو چنين است : « ١ - چيست زندگى برتر نخستين اصلى كه هيچ كس جدالى در آن ندارد [ زيرا كاملا بر حق است ] اينست كه خيرات بر سه قسم است : ١ - خيرات خارج از وجود انسان . ٢ - خيرات مربوط به بعد جسمانى انسان . ٣ - خيرات مربوط به نفس آدمى . هيچ كسى ميل ندارد به سعادت كسى معتقد شود كه نه شجاعتى دارد و نه عدالتى و نه اعتدالى و نه حكمتى . و هر كس كه با پريدن مگسى مضطرب مى شود و كسى كه تسليم شهوات خوراك و آشاميدنى [ و ديگر مختصات مادى ] است و كسى كه براى يك ششم درهم آمادهء خيانت به عزيزترين دوستانش مى باشد و كسى كه ادراكش به قدرى پست شده است كه به حماقت رسيده و هر چيزى را مانند كودك و ديوانه تصديق مى كند سعادتى ندارد . انسان دائما گمان مى كند آن فضيلتى را كه دارا است براى او كافى است اگر چه كمترين مقدار فضيلت را داشته باشد [ نه تنها گمان مى كند كه كمترين فضيلت براى او كفايت مى كند ، بلكه گاهى اعتقاد دارد كه فضيلت او بيش از ديگران است . ] پس از آنكه ارسطو اثبات مى كند كه سعادت عبارتست از مجموع خيرات سه گانه ( خيرات خارج از وجود انسان و خيرات ابعاد جسمانى او و خيرات مربوط به نفس ، روح او . ) مى پردازد به اثبات اين كه » خيرات نفس « مقدم بر همهء خيرات و اصيلتر بوده و اين
[١] . تاريخ فلسفهء سياسى ، بهاءالدين پازارگاد ، ج ١ ، ص ٣٦٠ و همان گونه كه خواهيم ديد عبارت ارسطو چنين است « طبيعت ، انسان را به وسيلهء غرائز آنها به اجتماع سياسى مى كشاند » كتاب سياست ، تأليف ارسطو مترجم از يونانى به فرانسه بارتلمى سانت هيلر و از يونانى به عربى احمد لطفى سيد ، ك ا ب ا ف ١٣ .