ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - آفرينش شبپره
اگر خود را بينا مى دانيد بشنويد ، ببينيد ، بنگريد و ديده ور شويد ٢٠٠ بكوشيم اين چند روز زندگى را با آشنايى با خويشتن بگذاريم ٢٠٢ در بارهء آنچه كه از رسول اكرم به تو رسيده است بينديش ٢٠٣ كبر و فخر فروشى پايان زندگى و غفلت از مجازات و انتظار محصولى غير از آنچه كاسته شده است و بىاعتنايى به فردايى كه بدون پذيرش آن ، زندگى اين دنيا به هيچ وجه قابل فهم و تفسير نيست . ناشى از يك بيمارى است كه خود بزرگ بينى ناميده مى شود . ٢٠٤ بياييد آنچه را مى دانيم به روى خود بياوريم و به آن عمل كنيم و معتقد باشيم آنچه مى دانيم روزى دامن ما را خواهد گرفت ٢٠٨ چهارپايان هدفى جز شكم و درندگان جز دشمنى با غير خود ندارند ٢١٤ معمولا همت زنهاى تربيت نشده آراستن و آرايش زندگى دنيوى است ٢١٥ متن خطبهء صد و پنجاه و چهارم ٢١٦ ترجمه خطبه صد و پنجاه و چهارم ٢١٨ تفسير عمومى خطبه صد و پنجاه و چهارم ٢٢٠ آنچه كه علوم و فلسفهها در بارهء هدف اعلاى زندگى اثبات مى كنند وجود اصل هدف است و اما ماهيت اين هدف و مختصات عام آن تنها با بينايى دل دريافت مى شود ٢٢٠ امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام و صاحبنظران و محدثان بزرگ اسلامى ٢٢٤ طلايه دارى كه جلوى كاروان افتاده تشخيص مصالح و مفاسد گذرگاه و منازل را به عهده گرفته است بايد خلاف واقع نگويد ٢٣٥ آغاز كار انسانهايى كه با دل بينا و با بصيرت عمل مى كنند بايد بدانند كه آن عمل به ضرر آنها است يا به سود آنان ٢٣٦ احساس مسئوليت در بارهء علم ٢٣٧