ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - آيا هيچ مى دانيد كه ركود علوم انسانى كه به ركود انسانها از حركتهاى تكاملى بازداشته است ، معلول ادّعاى علم در بارهء مسائل انسانى است كه دلائل صحيحى ندارد
اصلى آن مردم را نابود مى سازند .
عالم بدون علم مانند كسى است كه بيراهه مى رود و دورى از راه براى او نتيجه اى جز دورى از مقصد باز نمى آورد و بالعكس آن كسى كه با تكيه به علم عمل مى كند ، حركت او در راهيست روشن ، يكى از مهلكترين دردهاى بيدرمان بشر معاصر همين عدم احساس مسئوليت در بارهء علم آيا هيچ مى دانيد كه ركود علوم انسانى كه به ركود انسانها از حركتهاى تكاملى بازداشته است ، معلول ادّعاى علم در بارهء مسائل انسانى است كه دلائل صحيحى ندارد صاحبنظران آگاه از واقعياتى كه علوم انسانى تحقيق و كشف آنها را به عهده گرفته است ، مى دانند كه در زمانهاى پيشين ، مخصوصا در دو قرن گذشته ادعاى علم در هر مسئله اى كه مربوط به انسان بود ، براه افتاد ، مانند تاريخ نگرى علمى ، تحليل تاريخ علمى ، فلسفهء تاريخ علمى ، فلسفهء علمى ، فرهنگ شناسى علمى ، باستانشناسى علمى ، روانشناسى علمى ، روانكاوى علمى ، جامعه شناسى علمى ، اقتصاد علمى ، حيوان شناسى علمى كه نظريهء تحول انواع حيوانات را در بر مى گرفت . . . در صورتى كه مسائل مطروحه در دائرهء موضوعات مزبوره ، به استثناى ابعاد طبيعى محض آنها ، غالبا بر مبناى احتمال ، احتمال قوى و ظَّن بررسى مى شد ، در صورتى كه علمى بودن يك مسئله بايد تا درجهء انكشاف صد در صد واقع نائل گردد . به نظر مى رسد كه اگر ما در صدد جمعآورى قضايايى كه در بارهء آنها ادّعاى علم شده در صورتى كه از حدود احتمال ، احتمال قوى و ظن بالاتر نبوده است ، برآييم ، قطعا احتياج به جمع آورى مجلدات متعددى خواهيم داشت . هم اكنون دوران معاصر ما كه اوائل قرن ١٥ هجرى و اواخر قرن ٢٠ ميلادى است ، كتابهاى علمى و