ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠ - استناد دوم
همان گونه كه هيچ مجموعه اى از حوادث بالذات داراى مجموعه اى ديگر از حوادث را كه اولى علت و دومى معلول تلقى شوند ، مشاهده نمى شود . همچنان هيچ نوع حركتى در عرصهء كائنات متحرك وجود ندارد كه يك حقيقتى به نام رابطهء ضرورى با هويّت عينى ، حركت بعدى را به آن به پيوندد .
از اين تحقيق تحليلى اين نتيجه را به دست مى آوريم كه موجودات جهان خلقت مانند فوتونهاى نور همواره در حال ريزش از فوق طبيعت است . اين مطلبى است كه برتراند راسل با تمامى طبيعىگرى و علمگرايى كه داشت در كتاب عرفان و منطق آورده است .
او در بحث زمان مى گويد : « اگر امور جهان را چنان تصور كنيم كه از يك عالم ابدى خارجى وارد جهان ما مى شوند و نه از اين نظرگاه كه زمان را همچون خورندهء هر چه كه هست مى نگرد ، در چنين صورتى من گمان مى كنم كه تصوير درستترى از جهان خواهيم داشت . اگر هم زمان واقعيتى داشته باشد ، توجه كردن به اين كه اين واقعيت اهميتى ندارد نخستين منزل در راه حكمت است . » [١] از اين نظريه ، نبايد چنين استفاده كرد كه اين همان طرز تفكر اشخاصى مانند دويد هيوم است كه قانون « عليت » را در عالم طبيعت منكرند ، زيرا اين نظريه خود « عليت » را نفى نمى كند ، بلكه علت و معلول و رابطهء موجود ميان آن دو را مربوط به افاضهء مستّمر فيض خداوندى مى داند . اين آيهء شريفه را توجه كنيم : ( وَالله أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ )
[١] MYSTICISM AND LOGIC P . ٢٧ : " A truer image of the world , I think is obtained by Picturing Things as entering in to the stream of time from an enternal wold outside , than from a riwe wich regards time as the devouring tyrant of all that is . both in thought and in Feeling , even though time be real , to realize the unimportance of time is the gate of wisdom . عرفان و منطق ، ترجمه نجف دريابندرى ، ص ٧٧ .