ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - من در تكليف به خودسازى و تحصيل هشيارى ، فردى از شما هستم
< شعر > ما نمى خواهيم غير از ديده اى ديده اى تيزى گشى بگزيده اى بعد از اين ما ديده خواهيم از تو بس تا بپوشد بحر را خاشاك و خس < / شعر > مولوى در آن روشنايى و ظهور حقائق ، چه كار از دست ما خواهد آمد آن سراى ابديت خرمنگاه است نه كشتگاه هنگام شهود نتايج است نه فعاليت و تلاش .
< شعر > فردا كه معاملان هر فن طلبند حسن عمل از شيخ و برهمن طلبند آنها كه دروده اى جوى نستانند آنها كه نكشته اى به خرمن طلبند < / شعر > ١١ - إنّى أحذّركم و نفسي هذه المنزلة ( من شما و خود را از غفلتزدگى برحذر مى دارم ) من در تكليف به خودسازى و تحصيل هشيارى ، فردى از شما هستم مگر من در لزوم جلوگيرى از غوطه خوردن در غفلت و لزوم عمل به هر تكليفى كه براى به ثمر رساندن شخصيت الهى در گذرگاه ابديت ضرورى دارد ، خودم را از شما جدا كردم و تنها شما را مخاطب قرار دادم كه آگاهى و هشيارى را از دست ندهيد و از عمل به تكاليف غفلت نورزيد در آن هنگام كه از مضَّار غفلت سخن در ميان آوردم و از غفلت به خدا پناه بردم ، نيايشم با خدا چنين بود : نعوذ با لله من سبات العقل و قبح الزّلل و به نستعين [١] ( پناه مى بريم به خدا از خواب رفتن عقل ( غفلت ) و زشتى لغزشها و از خدا يارى مى جوييم . و نحن نستقيل اللَّه عثرة الغفلة [٢] ( و ما از خداوند متعال گذشت از غفلت را مسئلت مى داريم . )
[١] . نهج البلاغه ، خطبهء ٢٢٤ .
[٢] . كلمات قصار ، شمارهء ٣٦٩ .