ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٣ - ٣ زندگى عقلانى
مقدمات و مواد اعلاميهء جهانى حقوق بشر آمده است ، بدين قرار است : ١ . انسان به معناى موجود محترم . ٢ . حيثيت ذاتى انسانها . ٣ . اعضاى خانوادهء بشرى . ٤ . برادرى و برابرى . ٥ . روابط دوستانه . ٦ . روح بشريت . ٧ . حقوق يكسان . ٨ . آزادى . ٩ . صلح .
١٠ . عدالت . ١١ . بالاترين آمال بشرى . ١٢ . عقل و وجدان . ١٣ . حيات . ١٤ . عقيده .
١٥ . ايمان ملل متحد . ١٦ . احترام جهانى . ١٧ . حسّ تفاهم مشترك . ١٨ . اعمال وحشيانه [ كه ضدش مطلوب است . ] ١٩ . عصيان [ كه ضدش مطلوب است . ] ٢٠ .
مجاهدت . ٢١ . حد اكمل رشد . ٢٢ . رعايت صحيح مقتضيات اخلاقى . [١] آنچه كه مى توان گفت ، اين است كه در آن نوع زندگانى و حكومت و سياست ( عقلانى به اصطلاح ) مقدارى قضاياى كلى به عنوان اصول پيش ساخته [ يا پيش فرض ] ( Presupposition ) مورد پذيرش قرار مى گيرد و زندگى و حكومت و سياست بر مبناى آن اصول ، كار خود را انجام مى دهند ، يعنى بر همين مبنى مردم و حكام و سياستمداران براى اثبات واقعيت خواستهها و فعاليتهاى خود به همان اصول استدلال مى كنند ، در صورتى كه ممكن است ، همين اصول در موقع تحقيق و بررسى ، داراى مشكلاتى بوده باشد كه اصلا قابل حل و فصل نباشد .
بهترين مثال براى اين اصول در دوران معاصر ، دموكراسى در برخى از كشورهاى دنيا است كه به عنوان يك اصل زيربنايى مورد قبول آن كشورها و حكام و كارگزاران آنان پذيرفته شده است و براى تفسير و اثبات قضاياى اجتماعى و سياسى و فرهنگى و حقوقى و اقتصادى و غير ذلك مورد استفاده قرار مى گيرد .
بنا بر اين ، منظور از عقلانى بودن زندگى و حكومت و سياست ، آن نيست كه واقعا همهء قواعد و مسائل آنها را مى توان با اصول و قواعد روشن و بديهى عقل تفسير نمود .
[١] . مقدمه اعلاميه جهانى حقوق بشر .