ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - ١٠ در نظام سكولاريسم ، ارزش احساس وظيفه و تكليف برين كه با عظمتترين و شريفترين احساس آدميان است ، در تطبيق حقايق بعد دوم
آدمى همان گونه كه اديان الهى و حكماى بزرگ شرق و غرب تذكر دادهاند ، ارزش حقيقى خود را از همان احساس تكليف فوق سودجويىها و خودخواهىها درمى يابد .
به عنوان نمونه عبارات ذيل را ملاحظه نماييد : « اى تكليف ، اى نام بلند و بزرگ ، خوشايند و دلربا نيستى ( زيرا براى انجام تو تلاش لازم است ) اما از مردم طلب اطاعت مى كنى و هر چند ارادهء كسان را به جنبش در مى آورى ، نفس را به چيزى كه كراهت يا بيم بياورد نمى ترسانى ، و ليكن عظمت تو به خودى خود در نفس راه مى يابد ، و اگر هم اطاعتش نكنيم ، خواه ناخواه احترامش مى كنيم و همهء تمايلات با آنكه در نهانى برخلافش رفتار مى كنند در پيشگاه او ساكتند اى تكليف ، اصلى كه شايستهء تو است و از آن برخواسته اى ، كدام است ريشهء نژاد ارجمند تو را كجا بايد يافت كه او با كمال مناعت از خويشاوندى با تمايلات يكسره گريزان است و ارزش حقيقى كه مردم بتوانند به خود بدهند ، شرط واجبش از همان اصل و ريشه بر مى آيد .
انسان از آن جهت كه جزيى از عالم محسوس است ، همانا بواسطه آن اصل از خود برتر مى رود و آن اصل او را مربوط به امورى مى كند كه تنها عقل مى تواند آنرا درك كند . آن اصل همانا شخصيت انسان ، يعنى مختار بودن و استقلال نفس او در مقابل دستگاه طبيعت مى باشد . [١] اگر روش « حذف دين از . . . » صدمه اى كه به انسانيت انسان وارد مى آورد ، تنها همين آسيب خشكانيدن احساس تكليف مستند به شخصيت كمالگراى آدمى بوده باشد ، كافى است كه بشريت از اين نظريه و روش روى برگردانده و شخصيت آدمى را از اين مهلكه نجات بدهد .
[١] . مضمون از امانوئل كانت .