ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٢ - مطلب دوم - راههايى كه دين الهى براى انسانها هموار مى كند ، مجراى اعتدال است
وقتى كه قصاب براى اولين بار گوسفند يا گاوى را مى كشد تا مدتى تحت تاثير كار حيوان كشى خود احساس ناراحتى مى كند ولى اين كار هرچه بيشتر تكرار شود بدون ترديد از تاثر قصاب كاسته مى شود تا آنجا كه از كشتن صدها جاندار احساس كمترين ناراحتى نمى كند ، با اين حال ، باز عظمت وجدان و مقاومت آن در برابر ضربهها و استمرار حالت تاثرى آن ، از زشتىها بقدرى است كه حتى پس از هزاران ضربهها و تاثرات ، باز مى خواهد انعكاسى اگر چه ضعيف تا مرحلهء ختم اللَّه على قلوبهم از خود نشان بدهد بقول بعضى از نويسندگان مشهور [١] « براى ما امكان آن هست كه نه از نيكى متاثر شويم و نه از بدى ، ولى گاهى در درون ما يك ارگ گويا و مستعد حركت است كه به هيجان درمى آيد و در فضاى روح خاموش مى گردد . اينجا تناقضى هولناك در درون احساس مى شود . امواج آن ارگ بر ضد بيهودگى و نيستى سر به طغيان بر مى دارد . » بنظر مى رسد هر شخصى كه در بارهء واقعيات و مختصات شخصيت خود ، دقيقا به تفكر و شهود بپردازد ، محال است كه در آن شخصيت دريچه اى كه ابديت را نشان مى دهد ، شهود نكند . آرى ، معاد هميشه با ما است . و براى اين روز هيچ اندوخته اى شايسته تر از عمل صالح نيست . هر انسان عاقلى در طول زندگانى خود بارها اين مشاهدهء درونى را داشته است كه در موقع انجام دادن عمل نيكو و نيت شايسته و هدف گيريهاى عالى ، در شخصيت او نوعى انبساط بوجود مى آيد كه گويى شخصيت انسانى آن عمل نيكو و نيت صالح و هدف گيريها را بمقتضاى طبيعت خود مى خواسته است . باين معنى كه طبيعت آن اقتضاء مى كند كه روى به امور مزبوره بياورد . اين حالت روحى در هر انسانى كه گناهان و زشتىها درون او را آلوده نكرده باشد كاملا قابل شهود است . همچنين شخصيت در هنگام ارتكاب گناهان و زشتىها تنفر و حتى شكنجه اى خاص كه ناشى از آثار آن گناه باشد ، در درون خود در مى يابد ، و در هر دو حال احساس مى كند كه آنچه را براى خود مى اندوزد در ذات او متمركز و پايدار مى ماند .
[١] مضمون از اونوره بالزاك در كتاب زنبق دره