ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - مطلب دوم - راههايى كه دين الهى براى انسانها هموار مى كند ، مجراى اعتدال است
آيا همهء اين قوانين بسيار دقيق حاكم بر هستى از ناچيزترين ذره گرفته تا مجموعهء كيهان بزرگ ، از يك تصادف كور سر در آورده و رو به يك تصادف كورتر پيش مى رود آيا اين همه نغمههاى درونى كه با رساترين كلمات به بنى نوع انسانى معنادار بودن جهان و انسان را گوشزد مى كند ، براى اثبات يك روز بزرگ بعنوان روز قيامت كافى نيست آيا يك عاقل مى تواند باور كند كه اين همه خونها كه در روى زمين بوسيلهء ستمگران مى ريزد و اين همه تعدىها و تجاوزهائى كه بر حق حيات و حق كرامت و حق آزادى معقول انسانها صورت مى گيرد ، در همين دنيا محو و نابود مى گردد و هيچ عكس العمل و نتيجه اى در ماوراى اين جهان كه ثبوتش قطعى است ، بوجود نخواهد آورد براى كسانى كه در بارهء معاد با نظر انكار يا ترديد مى نگرند ، بسيار مناسب است كه اشخاص پاكى را در موقع ارتكاب زشتىها مورد مطالعه قرار بدهند . اين اشخاص در موقع ارتكاب يك زشتى نوعى عكس العمل ندامت و شكنجهء وجدانى در خود در مى يابند كه اگر اين تاثر وجدانى مقدس را از تمامى كتابهاى تأليف شده در اصول و ارزشهاى انسانى چه در قلمرو اخلاق و چه در كتابهاى ادبى بسيار عالى در شرق و غرب حذف كنيد ، ديگر چيزى براى خواندن در آن كتب نخواهيد يافت .
آيا اين تأثر مقدس كه براى درون آدميان حقيقتى والاتر از مشتى گوشت و استخوان و خون را [ كه در پستترين حيوانات نيز وجود دارد ] اثبات نمى كند اين حقيقت همان شخصيت انسانى است كه جاودانگى بالاترين مختص يا ثمر آن است . ممكن است شما بگوييد : اگر از بعضى افراد استثنائى كه ندامت و شكنجهء وجدانى در موقع ارتكاب زشتىها در درون آنها به وجود مى آيد ، بگذريم ، اكثريت چشمگير مردم داراى اين حالت تاثرى نيستند . پاسخ اين اعتراض بسيار روشن است . نخست دو مثال ساده را در نظر بگيريد : مثال يكم وقتى كه شما براى اولين بار سيگار مى كشيد ، ريهء شما عكس العمل شديدى بوسيلهء سرفه يا سرفهها از خود نشان مى دهد ، وقتى كه عمل مزبور تكرار شد ، تدريجا سرفهها تقليل مى يابد تا حدى كه حتى كشيدن چند سيگار پشت سرهم نيز موجب عكس العمل تاثرى ريه بوسيلهء سرفه نمى شود ، ولى اين قضيه را كه بر ريهء شما با كشيدن سيگارها چه مى گذرد ، از پزشك متخصص ريه و قلب بپرسيد تا بفهميد كه حتى كمترين دود سيگار در آن دو عضو مهم حياتى چه تاثير مى گذارد . مثال دوم -