ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - مطلب دوم - راههايى كه دين الهى براى انسانها هموار مى كند ، مجراى اعتدال است
اين دريافت و احساس كه در هر دو حال نيك و بد براى شخصيت آدمى بوجود مى آيد ، بهترين دليل آن است كه - < شعر > يا سبو يا خم مى يا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود < / شعر > و هر چيزى كه وارد شخصيت آدمى شد ، مخصوصا آن امورى كه نفوذ بيشتر در اعماق شخصيت داشته باشد ، فنا پذير نخواهد بود مگر اين كه انسان پس از ارتكاب كار زشت ، توبه و استغفار نمايد و يا چنان كارهاى نيكو از وى صادر شود كه اثر آن كار زشت را محو بسازد ، و بالعكس ، يعنى انسان پس از انجام اعمال نيكو ، چنان كار زشتى را انجام بدهد كه اعمال نيكوى او را محو نمايد . اگر در اين مورد اعتراض شود باين كه اعمال و نيتها و سخنانى كه از ما صادر ميشوند ، پديده هائى هستند كه حادث ميشوند و از بين مى روند ، لذا نمى توان گفت كه اين پديدهها در درون ما پايدار مى مانند . پاسخ اين اعتراض با نظر به ثبات و پايدارى خود شخصيت در امتداد عمر بسيار روشن است . و اين شخصيت ثابت و پايدار است كه توانائى ثابت نگاهداشتن آن پديدهها را دارد . اگر شما حتى در آغاز دوران رشد مرتكب جنايتى بشويد ، پس از گذشت نود سال و صد سال ، همان گونه كه خود شما درك مى كنيد كه شما هستيد كه مرتكب جنايت شدهايد ، همهء انسانها و مقامات مانند مقام قضائى نيز شخص شما را مرتكب جنايت مى دانند . و بالعكس ، اگر شما در همان دوران كارى حيات بخش انجام داده باشيد ، مثلا يك بيمار مشرف به مرگ را معالجه كردهايد يا يك انسانى را كه غرق مى شد ، از مرگ نجات دادهايد ، پس از گذشت ساليانى فراوان از عمر ، همان گونه كه خود شما مى دانيد كه شخصيت فعلى شما است كه داراى صفت حيات بخشى است ، ديگر انسانها و مقامات نيز شخصيت فعلى شما را داراى صفت حيات بخشى تلقى مى كند .
شخصيت آدمى همهء اندوختههاى خود را در روز قيامت ابراز مى نمايد ، بطورى كه هر كسى حساب خود را بررسى مى كند - < شعر > هر هيئت و هر نقش كه شد محو كنون در مخزن روزگار ماند مخزون روزى كه سرائر جهان فاش شود از پردهء غيبش آورد حق بيرون < / شعر > اگر العياذ باللَّه نتيجه محاسبات انسان در بارهء محصول عمرى كه در اين دنيا سپرى كرده بود ، منفى بود ، در حالى كه رباعى ذيل را زمزمه ميكند از شرمندگى سر بزير