ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - اگر هم اشخاصى پيدا شوند كه با اصطلاح بافىها و شطرنج بازيهاى مغزى بتوانند ذهن خود را كور كرده و از كار بيندازند ، ولى براى دلهاى آدميان دلائلى است كه انكار آنها جز با انكار خويشتن امكان پذير نمى باشد
( عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ) [١] ( آنان آيات الهى را [ با زبانشان يا با توهّمات ذهنىشان ] منكر شدند ، ولى نفسها ، دلها ، وجدانها ، خودهاى سالم آنان ، بآن آيات يقين داشتند ، اين انكار از روى ظلم و خود بزرگ بينى بود ، [ حال ] ببين پايان كار مفسدين بكجا انجاميد ) .
نكته اى بسيار جالب در اين آيهء مباركه وجود دارد كه حتما بايد بآن توجّه كرد و آن اينست كه « انكار زبانى با وجود يقين درونى » را عاقبت غوطه ور شدن در فساد و افساد معرّفى مى نمايد كه بدترين نتيجه براى كارهاى زشت است . مى توان گفت : علَّت اين كه انكار دليل و حجّت دل مستلزم انكار خويشتن است ، اينست كه دل آدمى همواره تلاش جدّى براى پاك ماندن و باز سازى خود دارد كه مى تواند خيلى بيش از نيروهاى معمولى مغزى خود را با واقعيّات در ارتباط قرار بدهد . اين كه گفته مى شود : « اى انسان ، تو هر لحظه با من نو مى توانى با جهانى نو در ارتباط باشى » يا « اى انسان همواره تازه باش كه جهان هر لحظه براى تو تازه است » بيان يكى از اساسىترين مختصّات دل آدمى است كه بسيار دير از بين مى رود . دل آدمى با اين نوگرايى و باز سازى مستمرّ است كه سينهء امواج بسيار نيرومند نوميدىها و احساس شكستها را در زندگى مى شكافد و ادامهء حيات را تضمين مى نمايد و همين نوگرايى و بازسازى دل يا وجدان است كه نمى گذارد اصطلاح بافىها و بازى با الفاظ و شطرنج بازى با مفاهيم ، تا مدّت طولانى فضاى درون را كه دل در عاليترين و محكمترين رصدگاهش ناظر واقعيّات است تيره و تار نمايد ، مگر اين كه خود فريبى و مبارزه با خويشتن بقدرى قوىّ و طولانى باشد كه دل يا وجدان همان راه را كه ذهن آلوده و منحرف پيش گرفته است ، در پيش بگيرد . اين همان مرحله است كه خداوند فرموده است : ( خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ . . . ) [٢]
[١] النمل آيهء ١٤ .
[٢] البقرة آيهء ٧ .