ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - قسم چهارم - بيان روابطى كه انسانها مى توانند ميان خود و خدا برقرار بسازند
عليك تشاهدهم فى سرائرهم و تطَّلع عليهم فى ضمائرهم و تعلم مبلغ بصائرهم فأسرارهم لك مكشوفة و قلوبهم إليك ملهوفة . إنّ أو حشتهم الغربة آنسهم ذكرك و إن صبّت عليهم المصائب الجئوا إلى الاستجارة بك علما بأنّ أزمّة الأمور بيدك و مصادرها عن قضائك [١] ( خداوندا ، توئى مأنوسترين مأنوسها با اوليائت ، و توئى حاضرترين آنان براى كفايت به امور توكَّل كنندگان بر تو . توئى كه نهانىهاى درون آنان را مى بينى و به حال آنان در درونشان آگاهى . اندازهء بينائيهاى آنانرا مى دانى . اسرار پوشيدهء آنان براى تو آشكار و دلهايشان شيفته و بيقرار تست . اگر تنهائى در اين دنيا بوحشتشان بيندازد ، بياد تو انس مى گيرند و اگر مصائب روزگار بر سر آنان فرو ريزد ، پناه بسوى تو مى برند ، زيرا آنان مى دانند كه زمام همهء امور بدست تست و مبانى آنها مستند به قضاى تست . ) در اين جملات رابطهء خداوندى با انسانها بقرار زير مطرح شده است
در اين جملات رابطهء خداوندى با انسانها بقرار زير مطرح شده است :
يك رابطهء انس
يك رابطهء انس - هر اندازه كه بر رشد شخصيّت آدمى بيفزايد ، انس وى با خدا بيشتر و سازنده تر مى گردد ، زيرا اين يك قاعدهء كلَّى است كه :
< شعر > عقل باشى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را يابى جمال < / شعر > انس با عقل و عظمت و شكوه آن ، بدون به فعليّت آوردن تعقّل امكان پذير نيست ، و درك زيبائى و لذّت عشق بدون ورود به جاذبهء معشوق محال است . هيچ رابطه اى براى انس با خداوند متعال جز برخوردارى از اوصاف عاليهء انسانى كه نمونه هائى از اوصاف خداوندى مى باشند ، وجود ندارد . در حقيقت وقتى كه مى گوئيم : انسان بايد با خدا انس بگيرد ، يعنى انسان بايد عادل باشد ، صادق و راستگو و درستكار باشد ، بردبار و حقّ بين و ناظر بر اعمال خويشتن و ايفاء كننده به تعهّدها باشد ، علم و جهان بينى را جزء « حيات معقول » براى تلاش تا آخرين لحظات زندگى بداند . با توجّه كافى
[١] ج ١ خطبهء ٢٢٧ .