ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - فرق ميان تعريف و استدلال منطقى ، و توصيف و استدلال و ارشاد حكمى ( حكيمانه )
( من شما را براى خدا مى خواهم ، شما مرا براى خودتان مى خواهيد . ) يعنى من شما را از ديدگاهى خيلى بالاتر از آنچه كه تصوّر مى كنيد ، مى نگرم ، من شما را جلوه گاه مشيّت الهى مى دانم ، محبّت بشما را محبّت بخدا تلقّى ميكنم ، ظلم بشما را ظلم بخدا مى بينم ، شما مرا وسيله اى براى خودكامگيها و هوى پرستىهاى خود تلقّى مى كنيد .
مى دانيم كه : سخنان نهج البلاغه جلوه هائى از ابعاد گوناگون يك انسان پوينده در مسير كمال برين است . طبيعى است كه اين سخنان توهّمات بىپايه و جزئيّات زود گذر و ذوق پردازيهاى شاعرانه و افسانه گوئيهاى تخدير كننده نيست . محتويات اين سخنان بهمان اندازه واقعيّت دارد ، كه انسان در طبيعت وابسته به آفرينندهء طبيعت مى تواند راه هدف اعلاى زندگى خود را در پيش گيرد . سخنان امير المؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه با چهار طريق محتويات خود را اثبات ميكند ، باين معنى كه واقعيّت محتويات سخنان امير المؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه با چهار طريق اثبات مى شود : ١ - بيان اصول بنيادين .
٢ - توصيف واقعيّات .
٣ - استدلال .
٤ - ارشاد .
فرق ميان تعريف و استدلال منطقى ، و توصيف و استدلال و ارشاد حكمى ( حكيمانه ) منطق رسمى راهى را كه براى وصول به شناخت حقايق و استدلال به اثبات و نفى قضايا تعيين مى نمايد ، راهى است محدود به ابعادى معيّن از واحدها و قضايا كه اگر چه سير در آن راه بر فرض امكان ، در شناخت و استدلال لازم است ، ولى كافى نيست . توضيح اين كه منطق رسمى چهار نوع راه را براى شناخت مطرح ميكند : ١ - حدّ تامّ .
٢ - حدّ ناقص .