ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٩ - ١٠٨ - و من خطبة له عليه السّلام و هي من خطب الملاحم
گرفتن صمغ از درخت ، چيزى از دين را فروگذارى نكرددر اين موقع ( گم شدن در ميان راههاى منحرف ) است كه باطل مبانى خود را گرفتو جهل به مركبهاى خود سوار شدو طغيان و طغيانگر بزرگو دعوت كننده بطرف حقّ اندك و روزگار مانند حيوان درنده حمله نمودشتر باطل پس از خاموشى فرياد بر آورد و مردم براى انجام گناه زشت دست بهم دادندو بجهت داشتن دين و تقيّد بآن از يكديگر هجرت نمودند [ يعنى از انسان متديّن فرار كردند ] و بيكديگر محبّت بر مبناى دروغ ورزيدندو بجهت داشتن صدق و تقيّد بآن ( بانسان صادق ) عداوت نمودند در چنين موقعى است كه فرزند موجب ناراحتى شديدو باران موجب حرارت [ مختلّ كنندهء هوا ] مى گردددر اين هنگام بر مردم پست افزوده مى شودو از انسانهاى با كرامت مى كاهدو مردم آن زمان گرگهائى مى گردندو سلاطينشان درندگانو مردم متوسّط طعمه هايى براى آن درندگانو فقراى آنان مردگانىو صدق محو مى شود و كذب با فراوانى به جريان مى افتدمردم آن زمان محبّت و وداد را در زبان بكار مى برنددر حالى كه با دلهاى خود با يكديگر خصومت و مشاجره مى ورزندفسق و فجور نسب مى گرددو عفّت و پاكدامنى باعث شگفتىو دين اسلام مانند پوستين وارونه پوشيده مى شود .