ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - تقسيم يكم - در يكى از خطبهها انسان را چنين تقسيم بندى فرموده است ١٧١ مردم بر چهار قسمند
تقسيم يكم - در يكى از خطبهها انسان را چنين تقسيم بندى فرموده است : « مردم بر چهار قسمند :
قسم يكم - كسانى هستند كه هيچ علَّتى براى كنار رفتن و دورى گزيدن از افساد بر روى زمين ندارند ، مگر حقارت و ناتوانى و كندى شمشير براى ورود در ميدان تنازع در بقا و نداشتن امكانات مالى .
قسم دوم - كسانى هستند كه شمشير كشيده و پليدى و شرّ درونى خود را آشكار ساخته و سواره و پيادهء خود را بسيج نموده ، خود را آمادهء كارزار براى بدست آوردن سلطه گرى نموده و دين خود را نابود ساختهاند ، براى چه براى اين كه مال و منالى از دنيا بربايند ، اسبهائى ( براى ابراز حشمت و جلال ) بدنبال خود بكشند ، و در راه اعتلاء براى مردم در گفتار منبرى را زير پا گذارده عربده بكشند . چه كالاى بديست چنين دنيائى كه به قيمت جانت خريدارى ميكنى و بعنوان عوض از آن نعمت والائى كه خداوند براى تو آماده كرده است ، دست برميدارى قسم سوم از مردم كسانى هستند كه عمل اخروى و معنوى را وسيلهء رسيدن به منافع دنيوى قرار داده و عمل دنيوى را وسيلهء وصول به آخرت تلقّى نمى كنند . شخص خود را متواضع نشان مى دهند و قدمهايشان را كوتاه برميدارند و قيافهء خود را جدّى نمايش مى دهند و نفس خود را براى نشان دادن اين كه اهل وفا و امانت هستند مى آرايند . اين مردم پرده پوشى خداوندى را وسيلهء معصيت قرار دادهاند .
قسم چهارم - كسانى هستند كه ضعف و ناتوانى شخصيّتشان و نداشتن وسيله باعث بر كنار شدن آنان از سلطه جوئى گشته و اين ناتوانى و محروميّت از اسباب و وسائل در همان حالت ناچيزى كه دارند ، ميخكوبشان نموده است . اينان ظاهر خود را با زيور قناعت آراسته و لباس پارسايان بر تن نمودهاند در صورتى كه در هيچ يك از صبحگاه و شامگاه زندگيشان اثرى از آنچه كه مى خواهند بمردم نشان بدهند وجود ندارد . قسم ديگرى از انسانها وجود دارد كه بياد بودن سرنوشت نهائى كه در انتظارشان بوده و لحظه به لحظه به آن نزديك ميشوند ، ديدگان آنانرا از زر و زيور و سلطه گرى پوشانده و اشكهاى آنانرا به سبب ترس از روز باز شدن همهء سطوح روان براى محاسبهء حيات دنيوى بر رخسارشان فرو ريخته است . . . اينان در اقلَّيّتند . »