ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٦ - شرايط اساسى معلَّم و مربّى از نوع انسانها
شرايط اساسى معلَّم و مربّى از نوع انسانها براى فهم شرايط اساسى معلَّم و مربّى ، نخست بايد تفكيك ميان تعليم و تربيت براى توجيه بعد ماشينى بشر و بعد معنوى قابل رشد و كمال او را در نظر بگيريم پس در حقيقت ما سه نوع معلَّم و مربّى داريم - نوع يكم - توجيه كنندگان بعد ماشينى بشر به آن چه كه از وى مى خواهند ، مانند سربازى و كارگرى با انواع بسيار گوناگونى كه دارد و تدريس و تحقيق و مديريّت و هنرمندى و امثال اينها . معلَّم و مربّى در اين توجيه ، كارى مانند آهنگر يا ريخته گر و ديگر صنعتگرانى كه مشغول ايجاد تغيير در فلزّات و در آوردن آنها به اشكال مختلف براى استفاده در زندگى هستند ، انجام مى دهند . شرايط اين گونه معلَّمان و مربّيان بسيار محدود و مشخّص و ساده است ، نياز آنان جز آگاهى به هدفى كه دنبال ميكنند و به شناخت ابزار مورد احتياج و شناخت بعد ماشينى انسان چيز ديگرى نيست . شرط اساسى به ثمر رسانيدن اين گونه تعليم و تربيت فقط خشكاندن ريشهء احساس آزادى در متعلَّم و متربّى در انتخاب هدفها و وسيلهها ميباشد . و اگر هم نشاط و رضايت متعلَّم و متربّى براى استفاده از وجود وى ضرورى باشد كه بدون احساس آزادى امكان ندارد ، در اين صورت يا ارادهء او را چنان توجيه مى كنند كه تا حدودى احساس آزادى نمايد و افسرده نشود و يا يك احساس دروغين در او بوجود مى آورند كه از آنچه جبرا فرا مى گيرد و يا بان شكلى كه دگرگون مى شود ، رضايت خاطر داشته و از نشاط نيز برخوردار گردد .
مى توان گفت : معلَّمان و مربّيانى كه فقط بعد ماشينى انسان را تحت تعليم و تربيت قرار مى دهند ، با انسان بمعناى واقعى آن سرو كارى ندارند ، بلكه با هدفى كه در بارهء وجود او در جامعه منظور مى نمايند ، او را ابزار و وسيله اى تلقّى ميكنند كه مورد نياز قدرتمندان در اجراى خواسته هايشان ميباشد .
نوع دوم - از معلَّمان و مربّيان كسانى هستند كه با انسانى سر و كار دارند كه تاريخ و محيط در برابرشان نهاده است و كارى با آن ندارند كه آيا انسان مى تواند از آموزشهاى عاليترى برخوردار شود و از گرديدنهاى والاترى بهره مند گردد يا نه آنان موجوداتى را در برابر خود مى بينند كه نيازهائى معيّن دارند و با رفع آن نيازها زندگى خود را صحيح و مورد رضايت خود مى دانند و هيچ توجّهى باين ندارند كه آيا