ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - پندار خصومت و تضادّ ميان انواع شخصيّتهاى سازنده و ساخته شده از ديدگاههاى محدودى است كه انسان را در بعد مورد تمايل خود قالب گيرى ميكنند
هماهنگ به فعّاليت بپردازد ، عامل تقويت انديشه نمى تواند مزاحم عامل تقويت وجدان بوده و آن را طرد نمايد . همچنين عامل تنظيم احساسات و عواطف هرگز مزاحم عامل تعقّل و طرد كنندهء آن نمى باشد . عامل نيرو بخش حواسّ و تنظيم آزمايشگاهها براى واقع يابىهاى دقيقتر از طريق حواسّ و فعّاليّتهاى آزمايشگاهى ، نه تنها فعّاليّت كلَّى - سازى و قانونگيرى مغز را مردود نمى سازد ، بلكه خود را بعنوان مقدّمات و وسايل لازم براى استخدام به قانون گيرى آماده مى نمايد تا از اين راه علم و دانش كه بدون قوانين كلَّى مفهومى ندارد ، بوجود بيايد .
بنظر مى رسد كه چنانكه ميان عوامل فوق كه از ديدگاه سطحى در برابر هم قرار مى گيرند ، تضادّ و مزاحمتى وجود ندارد [ زيرا هر يك از آنها براى پيش برد و شكوفان نمودن بعد خاصّى از انسان مى باشد ] هر يك از شخصيّتهاى پيشرو هم با انواع فراوانى كه دارند ، شكوفائى و تكامل بعد يا ابعادى از انسان را بعهده مى گيرند و با يكديگر تضادّ و تزاحمى ندارند . لذا بطور قطع مى توان گفت :
پندار خصومت و تضادّ ميان انواع شخصيّتهاى سازنده و ساخته شده از ديدگاههاى محدودى است كه انسان را در بعد مورد تمايل خود قالب گيرى ميكنند .
تفسير زير را در بارهء شخصيت سازنده در نظر بگيريد : ١ - برطرف كنندهء پرده اى از روى واقعيّات كه علم ناميده مى شود . اگر چه اين گونه افراد ممكن است بطور مستقيم ، فعّاليّتى در دگرگون نمودن واقعيّات به سود انسانها انجام ندهند ، امّا مسلَّم است كه آشكار ساختن واقعيّات و باصطلاح ديگر كشف حقايق ، اساسىترين عنصر سازندگى ميباشد .
٢ - افرادى كه در دگرگون شدن موقعيّتهاى پست به موقعيّتهاى عالى انسانى چه در قلمرو طبيعت و چه در روابط اجتماعى مى كوشند .
مسلَّم است كه اين دو نوع شخصيّت سازنده داراى اقسام و اشكال گوناگون مى باشند ، و هرگز خصومتى با يكديگر ندارند . مقايسهء اين شخصيّتهاى سازنده با يكديگر و اعتقاد به تساوى و يا برترى بعضى بر بعضى ديگر ، روى اين محور است كه منظور