ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - ١ - استدلال رياضى عينى
و تحوّل مستمرّ بر موجودات عارض مى گردد . قطب برون ذاتى عبارتست از درك عين آن موجودات بطور انعكاسى ، يعنى ذهن در اين موقع حالت آيينه اى دارد كه مجموعه اى را كه در عالم عينى با آن ارتباط برقرار مى كند ، در خود منعكس مى سازد . در اين حالت درك و انعكاس ، جنبهء وسيله اى محض دارد و گويى انسان بلاواسطه هستى را بطور حضورى در خود در مى يابد . و بعبارت معمولى صورت در آيينه را مى بيند و آيينه چنان فانى در صورت است كه گوئى موجودى بعنوان آيينه در سر راه خود به معلوم ، وجود ندارد . ممكن است گفته شود : چطور ممكن است اين دو حالت انعكاس و تجريد در ذهن در يك موقعيّت جمع شوند ، در صورتى كه ذهن در حالت انعكاس صورت در آن ، همان گونه كه گفتيم بوسيلهء درك خود معلوم را بطور حضورى در خود مى بيند و وسيله بكلَّى فانى در همان معلوم ( شيء عينى ) يا عالم ( آن موجود كه درك و علم قائم بآن است ) مى گردد ، در صورتى كه ذهن در حالت فعّاليّت تجريدى كارى با موضوعات تجريد شده ( معدودها ندارد ) چنانكه عدد در همهء فعّاليّتهاى رياضى از معدود تجريد شده است . براى پاسخ باين سؤال مى گوئيم : يكى از مهمّترين مختصّات شگفت انگيز مغز آدمى همين است كه مى تواند هر دو لحاظ آلى و استقلالى [١] را در يك موقعيّت جمع كند .
ما دو مثال مى آوريم كه شايد اين پديدهء بسيار شگفت انگيز را توضيح بدهد .
فرض كنيد شما مى خواهيد اين معنى را تصوّر كنيد و آنرا بزبان بياوريد كه زندگى اين دنيا مانند زندگى شاخههاى گل در شب تاريك است كه اگر هواى مساعد مثلا نسيم صبا [ بطورى كه در ادبيّات مى آورند ] به غنچههاى نورس آن شاخهها وزيدن بگيرد بامدادان آن غنچهها مى شكفند و گل شكوفا مى گردند . اين مضمون را با بيتى از حافظ كه مى گويد :
< شعر > اى صبا امشبم مدد فرما كه سحرگه شكفتنم هوس است < / شعر > به ذهن مى آوريد يا آنرا بيان مى نمائيد . در اين جريان در ذهن شما دو فعّاليّت بوجود
[١] بعضى از دانشمندان اجتماع دو لحاظ آلى و استقلالى را مانند لحاظ حرفى و اسمى در حروف امكان پذير نمى دانند .