ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٥ - براى خداوندى كه محيط مطلق و عالم مطلق است نه رازى وجود دارد و نه غيبى
مخلصانه است كه جان ديگر انسانها را نجات بدهد تا جانش از طوفان قانونى كه پيش آمده است نجات يابد .
رضى بقضائك و تسليما لأمرك لا معبود سواك يا غياث المستغيثين ( اى خداى من ، به قضايت راضى و به امرت تسليم ، معبودى جز تو نيست ، اى پناه دهندهء پناه جويان . ) با اين جملات بود كه سرور شهيدان راه حقّ و حقيقت حسين بن علىّ عليه السّلام در آخرين لحظات زندگى مباركش كه شهادت مباركى را ببار آورده بود با خدايش به نيايش پرداخت . اين رضا و تسليم در برابر قضاى الهى كه سرور سروران تاريخ بشريّت ابراز مى نمايد ، موجى از درياى شكيبائى و گلى از باغ بيكران خدا يابى او است ، او ميداند وقتى كه در مسير امر خدايش قدم برميدارد كه در حقيقت در حضور او و براى او حركت مى كند ، ديگر هراسى از علل و نتائج و لوازم آن حركت كمال - ساز كه جريان يك رشته قضاى الهى است . بدل راه نخواهد داد .
٢٣ ، ٢٤ - كلّ سرّ عندك علانية ، و كلّ غيب عندك شهادة ( همهء رازهاى نهانى در نزد تو آشكار و هر غيبى در پيشگاه تو مشهود است . ) براى خداوندى كه محيط مطلق و عالم مطلق است نه رازى وجود دارد و نه غيبى معناى احاطهء مطلق و علم مطلق كه از صفات ذاتى خداوند سبحان مى باشند ، همين است كه همه چيز براى آن ذات اقدس آشكار و مشهود باشد ، توضيح اين كه آنچه كه موجب مى شود يك شيء جنبهء راز بودن بخود بگيرد و يا امرى غيبى باشد ، همانست كه حجاب ناميده مى شود . حجاب ما بين ناظر و منظور و بطور عموم حجاب ما بين ادراك كننده و ادراك شونده اشكال گوناگونى دارد ، مانند دورى بيش از اندازهء شيء درك شده از درك كننده . در اين موقع گفته مى شود : فاصلهء زياد مانع درك شيء شده