ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦ - انواع ارشاد
در برابر معصيت خداوند با كشيدن پوست جوى از دهان مورچه اى ، بمن داده شود ، من قبول نخواهم كرد ) شناخت شهودى است كه حقيقت حيات را از ديدگاهى بسيار والاتر نشان مى دهد . چنانكه شناخت انسان از ديدگاه منطق دانشهاى رسمى چيزيست و شناخت وى از آن ديدگاه كه ( « مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ » ) چيز ديگريست - ( كسى كه يك انسان را بدون عنوان قصاص يا فساد در روى زمين بكشد ، مانند اينست كه همهء انسانها را كشته است و كسى كه يك انسان را احياء كند ، مانند اينست كه همهء انسانها را احياء نموده است . ) البتّه اين يك بيان تنزّل يافته اى از آن حقيقت است كه براى كمال يافتگان قابل شهود است .
انواع ارشاد - ارشادهائى كه در نهج البلاغه آمده است ، انواع گوناگون دارد : ١ - ارجاع به سرگذشت بشرى .
٢ - نشان دادن نتايج عمل به قوانين انسانى .
٣ - تحريك بسوى هدف اعلاى زندگى .
٤ - ارائهء واقعيّات .
ضرورت ارشاد در سخنان امير المؤمنين ( ع ) چنان مطرح است كه ضرورت ادارهء سياسى و حقوقى و اقتصادى جامعه . يكى از تباه كننده ترين بدعتى كه در جوامع بشر دوران معاصر ديده مى شود ، تفكيك ميان ضرورتهاى مزبور و ارشاد به انسان شدن انسانها است كه با اصطلاح اخلاق و مذهب بوسيلهء قدرت پرستان ناتوان ، از متن زندگى آدميان رانده شده و وظيفهء وقت گذرانى را در ساعت فراغت مانند روزهاى مقدّس مذهبى ، بآن دو واگذار نمودهاند و از اين راه بزرگترين خدمت را براى محروم