ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - اصل دوم - هر اندازه انسان مواد تعليم و تربيت را با اهمّيّتتر تلقّى كند ، تأثير بيشترى را نتيجه مى گيرد
احاطه به موجوديّت درونى خود را بدست بياورد . نيز بستگى گروهى انسان در دوران كودكى بسيار ناپايدار است ، زيرا قدرت انديشه در بارهء علل و محسّنات عضويّت در گروه را ندارد . معمولا كودك تا سه سالگى روح زندگى جمعى ندارد ، لذا معمولا بازيهاى او به تنهائى صورت مى گيرد و از آن مدّت كه روحيّهء حركات جمعى و الفت در آنان بيدار مى شود ، تا مدّتى نسبتا طولانى مربوط به احساسات و عواطف است نه انديشه و تعقّل . زمان دريافت اهمّيّت تعهّد و پيمان در بچّهها تا حدودى دير شروع مى شود ، و بايد گفت : پس از انقراض دوران كودكى مثلا ٩ سالگى بروز مى نمايد . و بطور كلَّى مى توان گفت : بروز مختصّات و استعدادهاى مغزى و روانى چه آنچه كه مربوط به زندگى جمعى باشد و يا مربوط به موجوديّت خود فرد ، تا پايان مرحلهء اوّل جوانى همراه با رشد جسمانى مرتّب و مستمرّ است . و از مرحلهء دوم جوانى تا ميانسالى ، از سرعت رشد و تكامل جسمانى كاسته مى شود ، ولى اگر محيط و عامل تعليم و تربيت مساعد باشد ، فعّاليّتهاى مغزى و روانى قاعدتا در حال افزايش و نيروها و استعدادهاى آن دو ، در معرض به فعليّت رسيدن ميباشد . اينها مقدارى از كلَّيّات بود كه تا حدودى مورد مشاهده و تجربه بوده است ، ولى مسلَّم است كه چون پاى انسان در ميان است ، نمى توان حتّى اين كلَّيّات را هم بدون هيچ استثنائى پذيرفت .
اصل دوم - هر اندازه انسان مواد تعليم و تربيت را با اهمّيّتتر تلقّى كند ، تأثير بيشترى را نتيجه مى گيرد .
مى توان گفت يكى از اساسىترين اصولى كه بايد در تعليم و تربيت انسانها مراعات نمود ، و آنرا بعنوان يك ضابطهء كلَّى مطرح كرد ، تلازم ميان تأثير نيكوى تعليم و تربيت در بارهء موادّى است كه اهمّيّت آنها براى انسان احراز شده است . هر اندازه كه احساس اهمّيّت موادّ با عظمتتر باشد فراگيرى آن موادّ و گرديدن بوسيلهء آنها بالاتر خواهد بود . اين ضابطه در بارهء اشخاص معمولى است ، و در گروه تيزهوشان و نوابغ عامل مغزى يا روانى نيز دست اندر كار مى شود .
اين كه مى بينيم مطالبى را كه در اواخر كودكى و آغاز جوانى فرا گرفته يا تحوّلاتى كه در آن دورانها پيدا كرديم ، مدّتهاى طولانى ادامه مى يابد ، مربوط باينست كه در آن