ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - هر مفهومى را به عنوان خدا فكر كنيد ، خدا بزرگتر از آن است
را با بيانات روشن توصيف مى نمايد . و چنانكه مى دانيم اين توصيفات از قبيل تعريفات منطقى معمولى نيست كه منظور از آنها توضيحى در بارهء ذات خداوندى باشد ، زيرا هم از نظر عقلى و هم با نظر بجملات نهج البلاغه كه در موارد متعدّد آمده است ، ذات اقدس الهى قابل شناخت نيست ، بلكه چنانكه در مبحث بعدى بيان خواهيم كرد ، رابطهء انسانهاى رشد يافته با خدا همان طور كه امير المؤمنين ( ع ) فرموده است ، تجلَّى او است در دلهاى شايسته با نيروى ايمان . از آن جمله :
و لا تقدّر عظمة اللَّه سبحانه على قدر عقلك فتكون من الهالكين . هو القادر الَّذى إذ ارتمت الأوهام لتدرك منقطع قدرته و حاول الفكر المبرّأ من خطرات الوساوس أن يقع عليه فى عميقات غيوب ملكوته و تولَّهت القلوب إليه لتجرى فى كيفيّة صفاته و غمضت مداخل العقول فى حيث لا تبلغه الصّفات التناول علم ذاته ردعها و هى تجوب مهاوى سدف الغيوب متخلَّصة إليه سبحانه فرجعت إذ جبهت معترفة بأنّه لا ينال بجور الاعتساف كنه معرفته [١] ( عظمت خداوندى را باندازهء عقل خود ، اندازه گيرى مكن ، زيرا از هلاك - شوندگان خواهى گشت . خداوند ، آن تواناى مطلق است كه هر گاه اوهام انسانى بخواهد نهايت قدرت او را درك كند و فكر تجريد شده و خالص از جريانات وسوسهها بخواهد در اعماق غيوب ملكوت الهى ذات او را دريابد و دلها با اشتياق براى دريافت كيفيّت صفات او به فعّاليّت بيفتند و عقل انسانى با دقيقترين راهها با نفوذ بسيار ظريف و دقيق بخواهد براى شناخت ذات او به مقامى كه اوصاف توانائى رسيدن به آن را ندارد ، وارد شوند ، آن عقول را بر مى گرداند در حالى كه در مهلكههاى تاريكيهاى غيوب سرگردانند . اين عقول كه براى شناخت ذات خداوندى حركت كرده بودند ، در حالى كه دست ردّ بر پيشانى آنها زده شده است
[١] ج ١ ، شمارهء ٩١ .