ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - ٥ - كسى كه از قضاى تو به غضب در آيد ، نتواند امر ترا برگرداند و كسى كه از امر تو روى گردان شود ، بىنياز از تو نخواهد گشت
بىنيازى او از امور مادّى نيست كه با كمترين كار و تجزئه ، تغيير يابد ، لذا نه معصيت مردم در آن صفات كمالى و ذاتى خداوندى نقصانى پديد مى آورد و نه اطاعت مردم بر سلطه و قدرت او مى افزايد .
٥ - كسى كه از قضاى تو به غضب در آيد ، نتواند امر ترا برگرداند و كسى كه از امر تو روى گردان شود ، بىنياز از تو نخواهد گشت .
بار پروردگارا ، چه تواند كرد در برابر قضاى تو موجودى كه ذرات وجودش چه بداند و چه نداند ، بشنود يا نشنود ، همگى اين زمزمه را دارند كه - < شعر > پرّ كاهم در مصاف تند باد خود ندانم در كجا خواهم فتاد پيش چوگانهاى حكم كن فكان مى دويم اندر مكان و لا مكان < / شعر > مخالفت و غضب موجودى كه خود اثرى از قضاى ربّانى تست ، در برابر مشيّت قضائى تو ، چه اثرى دارد ، مگر نقش مى تواند با قلم كه او را مطابق خواستهء خود ترسيم مى نمايد ، از در ستيزه بر آيد - < شعر > كجا خواهى ز چنگ ما بريدن كه داند دام قدرت را دريدن چو پايت نيست تا از ما گريزى بنه گردن رها كن سر كشيدن دوان شو سوى شيرينى ز غوره بباطن گر نمى دانى دويدن رسن را مى گزى اى صيد بسته نبرّد اين رسن هيچ از گزيدن چه جفته مى زنى كز بار رستم يكى دم هشتمت بهر چريدن دل دريا ز بيم و هيبت ما همى جوشد ز موج و از طپيدن كه سنگين اگر آن زخم يابد ز بند ما نيارد بر جهيدن فلك را تا نگويد امر ما بس بگرد خاك ما بايد تنيدن دهان خاك خشك از حسرت ما است نيارد جرعه اى بى ما چشيدن < / شعر > براى تغيير جهت قضايا منتفى ساختن آن در آن موارد كه امكان دارد [ يعنى قضاى خداوندى چنين باشد كه قضاى او قابل نفى يا تغيير جهت باشد ] بازى با طناب بسيار محكم قضا نيست كه او را به ته چاه كشيده است ، بلكه تسليم و رضا و يا احسانهاى