ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١١ - مطلب دوم - نويسنده مى گويد ١٧١ مذهب اگر صحيح باشد بايد ثابت باشد ١٨٧
عدل ، نبوّت ، امامت و معاد ) و چون اين عقائد مربوط به واقعيّات ثابت و لا يتغيّر مى باشند ، لذا همواره ثابت و فوق دگرگونىها هستند .
قسمت دوم - احكامى است كه با نظر به طبيعت اصلى بشر در اصلاح دو بعد مادّى و معنوى بشرى و تنظيم و تهذيب آن دو ، ابلاغ شده است .
قسمت دوم - احكامى است كه با نظر به طبيعت اصلى بشر در اصلاح دو بعد مادّى و معنوى بشرى و تنظيم و تهذيب آن دو ، ابلاغ شده است .
اين احكام تابع مبانى كلَّى بعد جسمانى و اصول كلَّى بعد معنوى بشر بوده و قابل تغيير نمى باشند و اين احكام و تكاليف را پيشرو مى نامند ، زيرا انسانها اگر خواهان صلاح بعد مادّى و معنوى و دورى از فساد آن دو بعد باشند بايد از اين احكام و تكاليف پيروى نمايند و هيچ گونه تمايلات نمى تواند آنها را تغيير بدهد . بعنوان مثال : قرار دادن انسان خود را در معرض بيمارى محكوم به حرمت است ، زيرا به بعد جسمانى انسان آسيب مى رساند و همچنين انسان نمى تواند اندك ضررى به بعد جسمانى ديگران ضررى برساند . اين يك حكم پيشرو است و قابل تغيير نيست . همچنين وارد كردن آسيب معنوى بر خود و بر ديگران ، مانند تأييد جهل خود و ديگران ، و اهانت بر شرف و حيثيّت و كرامت خود و ديگران كه محكوم به حرمت است ميباشد و بهيچ وجه قابل تغيير نيست . همچنين رباخوارى كه زايانيدن پول بدون كار و كوشش است و قمار كه سرطان اقتصادى ناميده مى شود و مى گسارى كه باضافهء اين كه مبارزه با هشيارى و خرد است ضررهاى جسمانى آن نيز كاملا روشن است و نكاح محارم كه ضررش از ديدگاه علمى ثابت شده است و ديگر محرّمات مضرّ بر بعد مادّى انسان احكام ثابت و لا يتغيّر مى باشند و بشر در اين احكام پيرو است نه بجهت تعبّد محض ، بلكه بجهت حكم صريح عقل بواقعيّت دائمى اين احكام مادامى كه بشر داراى اين ساختمان جسمانى ميباشد . و نيز مانند عبادات با كيفيّات مختلف در شرايط گوناگون كه علَّت اساسى همهء آنها ، جذب شدن انسان در حال معرفت به كمال الهيست و بعبارت ديگر عبادت يعنى قرار گرفتن بشر در موقعيّت رصد گاهى كه رو به بينهايت نصب شده و در حال انجذاب بآن ميباشد . البتّه كيفيّتها و كمّيّتهاى مختلفى براى عبادات در اديان الهى آمده است كه خللى بآن علَّت اساسى كه گفتيم وارد نمى سازد .
بشر در عمل باين احكام ثابت نيز پيرو است و احكام جنبهء پيشروى دارند .
قسمت سوم احكام پيرو
قسمت سوم احكام پيرو ، يعنى اين بشر است كه راه خود را در ابعاد گوناگون زندگى انتخاب مى نمايد و خود را مشمول حكمى خاصّ كه براى آن انتخاب شده