ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - يك - از نظر معرفت
راسل : احساس در اينجا قدرى بيش از اندازه ساده شده است ، ما بايد اثرات اعمال و احساسات خودمان نسبت به آن اثرات را هم به حساب بياوريم . مى شود اين طور استدلال كرد كه فلان نوع رويدادها از نوعى هستند كه آدم دوست دارد و بهمان نوع از نوعى كه آدم دوست ندارد ، بعد بايد اثرات اعمال را به حساب بياوريد .
شما خيلى راحت مى توانيد بگوييد كه اثرات اعمال فرمانده بلزن دردناك و نامطبوع بوده است .
كاپلستون : موافقم ، براى همهء آدمهاى بازداشتگاه خيلى نامطبوع و دردناك بوده است .
راسل : بلى ، ولى نه تنها براى آدمهاى توى بازداشتگاه ، بلكه براى آدمهاى بيرون هم كه در بارهء اين اعمال فكر كردهاند ، دردناك بوده است .
كاپلستون : بله ، در عالم تخيّل كاملا درست است . امّا نكتهء مورد نظر من همين است . من با آن اعمال موافق نيستم و مى دانم كه شما هم موافق نيستيد ، ولى نمى فهمم شما بر اساس چه دليلى با آن اعمال موافق نيستيد ، چون كه آن اعمال بالاخره براى خود فرمانده بلزن كه خوشايند بودهاند .
راسل : بله ، ولى من در اين مورد بيش از مورد ادراك رنگ احتياج به دليل ندارم . بعضى مردم هستند كه خيال ميكنند همه چيز زرد است ، ( بعضى مردم يرقان دارند ) و من با اين مردم موافق نيستم [١] ، من نمى توانم ثابت كنم كه همه چيز زرد نيست ، دليلى براى اثبات اين موضوع در دست نيست ، ولى بيشتر مردم با من موافقند كه همهء چيز زرد نيست و بيشتر مردم هم با من موافقند كه فرمانده بلزن اشتباه ميكرد . [١] نمى دانم چه بگويم آيا بگويم : واقعا متفكَّرى مانند راسل مى خواهد از روياروى شدن با واقعيّتى كه كاپلستون فروغ آن را بر روى او مى تاباند بگريزد آخر مگر در اين عالم هستى مى توان معلولى بدون علَّت سراغ گرفت « مردم مى خواهند » « مردم
[١] مثال به آدم يرقانى كه راسل آورده است ، مغالطه است ، زيرا بيمارى بودن يرقان چيزى است كه با نظر به وضع مزاجى آدم سالم ، چيزى است مسلَّم ، ولى خوشايند بودن پديدهء ستم بر ستمكاران ، بنا به نظريّهء راسل بايستى پديدهء طبيعى بوده باشد .
[١] مثال به آدم يرقانى كه راسل آورده است ، مغالطه است ، زيرا بيمارى بودن يرقان چيزى است كه با نظر به وضع مزاجى آدم سالم ، چيزى است مسلَّم ، ولى خوشايند بودن پديدهء ستم بر ستمكاران ، بنا به نظريّهء راسل بايستى پديدهء طبيعى بوده باشد .