ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - علم است يا حقّه بازى
سانسور سياسى و منع كردن اين گونه تحقيقات با روح علمى مغاير است و همچنين مخالف با روح علمى است كه چنان رفتار كنند كه گويى احتياجاتى كه وجود دارد ، وجود نداشته و مسائلى كه مطرح است ، مطرح نبوده است ١ گمان مى رود كسانى كه از علم بطور مطلق دفاع مى كنند ، يعنى بشريّت را به پرستش علم توصيه مى نمايند ، خود گرفتار علم پرستى شدهاند كه از عللى مختلف ناشى مى شود : ما در طول مباحث اين تفسير آن علل را تا حدودى و لو بطور اشاره مورد بررسى قرار دادهايم كه مطالعه كنندگان ارجمند مى توانند با مراجعه بآن مباحث ، بىاساس بودن علم پرستى را بپذيرند .
فقط در اينجا به بعضى از آنها فهرستوار اشاره مى كنيم : ١ - علم متغيّر است و هر چيزى كه متغيّر باشد قابل پرستش نيست .
٢ - درجات علم بسيار بسيار گوناگون است ، از شناخت اين كه خورشيد فضا را روشن مى سازد تا شناخت همهء جهان هستى ، علم است ، بنا بر اين بايد به عدد افراد انسانها معبود وجود داشته باشد .
٣ - علم به پديدهها و جريانات كثيف و پليد نيز مانند علم به جنايت و دزدى و حقّ كشى و مقدّمات آنها كه شايد به دانستن هزاران مسأله نيازمند باشد ، علم است و نه فقط قابل پرستش نيست ، بلكه بايد از چنين علمى متنفّر بود .
٤ - علم به خودى خود ، يك حقيقت آگاه از خود نيست و بطريق اولى از خواستن و آزادى نيز بدور است ، اين انسان عالم و آگاه است كه بوسيلهء علم آگاه مى شود يا آگاهى او را مى افزايد .
٥ - اشخاص جاهل يا آنانكه از علمى اندك بهره مندند نبايد چيزى را بپرستند .
ممكن است گفته شود : اين مطالب كه گفتيد بقدرى بديهى است كه احتياج به تذكَّر ندارد و هيچكس علم را بآن نحو كه مطرح كرديد نمى پرستد . پاسخ اين اعتراض روشن است . آرى ، ما هم نمى گوئيم : علم پرستان واقعا علم را مانند خدا پرستان مى پرستند ، مى گوئيم : كسانى كه همهء عوامل و وسائل و روش درك و شناخت را جز