ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧ - ٧ - استدلال شهودى
دريافتها شباهتى به وحى دارد كه با اين كه انبياء عظام با گيرندگى شخصى درونى و خصوصيّات بسيار والاى روحى كه خداوند بآنان عنايت فرموده است ، وحى را از خداوند متعال در مى يابند ، آنچه را كه بآنان وحى شده است ، با تبعيّت از اصل نحن معاشر الأنبياء أمرنا أن نكلَّم النّاس على قدر عقولهم ( ما گروه انبياء مأموريم كه با مردم به اندازهء عقول آنان سخن بگوئيم . ) به مردم تبليغ ميكنند . ولى دريافتهاى شهودى كه موادّ تشكيل دهندهء استدلال شهودى قرار مى گيرند دو بعد دارند : بعد يكم ، اين نوع دريافت قابل طرح براى ديگر انسانها است ، چنانكه در دو مثال در مبحث استدلالهاى منطقى و انواعى ديگر از استدلالها متذكَّر شديم و بعد ديگر شهود بطور مستقيم قابل تعليم و تفهيم نيستند ، بلكه دريافت - كنندگان مى توانند فقط مقدّمات و طرق وصول به شهود را بيان نمايند و خود عمل - كنندگان بآن مقدّمات و سالكان آن طرق هستند كه با عمل و سلوك مزبور به شهود توفيق خواهند يافت - < شعر > من ترا بردم فراز قلَّه هان بعد از اين تو از درون خود بخوان < / شعر > اين مطلب را هم در توضيح دو مثال از نهج البلاغه و قرآن در مبحث استدلالهاى منطقى و انواعى ديگر از استدلالها بيان نموديم . در سخنان امير المؤمنين عليه السّلام دريافتهاى شهودى كه با بعد قابل ابراز آنها طرح شده فراوان است .
از آن جمله :
بصّرنيكم صدق النّية [ خطبه ٤ ص ٥١ ] ( حقيقت شما را با صدق نيّتى كه دارم شهود مى نمايم . ) لم أعبد ربّا لم أره [ خطبهء ١٧٩ ص ٢٥٨ ] ( نپرستيدهام خدائى را كه نديدهام . ) در همين سخنان طريق توفيق يافتن بچنين شهودى را بيان مى فرمايد :