ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - گروه سوم - مردم عامى ناآگاه و بىشخصيّت كه از زندگى جز حركت و احساس جبرى و توليد مثل چيز ديگرى ندارند
گروه بميان مى آورد ، دوبارهء اسم ذات خداوندى را متذكر مى شود : اللَّه اللَّه در هيچ سخنى تأكيدى بالاتر از اين تذكر قابل تصور نيست يعنى اى مالك ، خدا را در نظر بگير ، يا خدا را در اين محاسبهء جدى حياتى بياد بياور :
اللَّه اللَّه فى الطَّبقة السّفلى من الذين لا حيلة لهم من المساكين و المحتاجين و أهل البؤسى و الزّمنى . . . فلا يشغلنّك عنهم بطر فإنّك لا تعذر بتضييعك التّافه لإحكامك الكثير المهمّ فلا تشخص همّك عنهم و لا تصعّر خدّك لهم و تفقّد أمور من لا يصل إليك منهم ممّن تقتحمه العيون و تحقره الرّجال ففرّغ لأولئك ثقتك من أهل الخشية و التّواضع فليرفع إليك أمورهم . ثمّ اعمل فيهم بالإعذار إلى اللَّه يوم تلقاه فإنّ هؤلاء من بين الرّعيّة أحوج إلى الإنصاف من غيرهم و كلّ فأعذر إلى اللَّه فى تأدية حقّه إليه [١] ( خدا را در محاسبهء جدّى حيات زمامدارى بياد بياور ، در بارهء طبقهء پايين ، بينوايانى كه چاره اى ندارند و نيازمند و غوطه ور در مشقّتها و ناگواريهائى كه آنان را از حركت باز داشته است . . . هيچ خود كامگى ترا از آنان مشغول نكند ، زيرا براى ضايع كردن و پوچ ساختن وظايف فراوان و مهمّى كه بر تو متوجّه است ، هيچ عذرى ندارى . همّت جدّى خود را از آنان دريغ مدار ، با نشان دادن نيمرخ متكبّرانه نخوت بر آنان مفروش و شئون زندگى اين مردم را كه چشمها از آنان بسرعت تجاوز مى نمايد و مورد تحقير چشمگيران قرار مى گيرند ، تفقّد نما . همواره اشخاصى مورد اطمينان را كه خدا براى آنان چنان جلوه كرده است كه دائما از او خشيت دارند و مردم فروتن هستند ، به تنظيم كارهاى آنان منصوب نما تا شئون زندگى آنانرا بدون كم و كاست براى تو بازگو كنند سپس اى مالك ، عمل تو در بارهء آن بينوايان چنان باشد كه در روز ديدار خداوندى
[١] ج ٢ شمارهء ٥٣ مالك اشتر .